نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
تا نمي باقي بود
در
جويبار آبله
پاي ما کي دست از خار مغيلان مي کشد؟
در
حريم خلد اگر با حور همزانو شود
خاطر صائب به خوبان صفاهان مي کشد
حسن از آيينه هاي پاک نتواند گذشت
چشم حيران ماه را
در
دام روزن مي کشد
تيرگي از مد احسان جان روشن مي کشد
رشته ميل آتشين
در
چشم سوزن مي کشد
حرف گيران از خموشيهاي ما خونين دلند
بي زباني سرمه
در
کام سخن چين مي کشد
صائب از
در
يوزه تحسين ياران فارغ است
اين کلام از دشمن خونخوار تحسين مي کشد
در
پري بيش است خجلت کاسه دريوزه را
ماه نو چون گشت کامل زردرويي مي کشد
رنگ
در
خونم نماند ازبس که کاهيدم زعشق
صيد من از تيغ قال زردرويي مي کشد
گر به ظاهر سرکش افتاده است، اما
در
لباس
يوسف مغرور بر روي زليخا بشکفد
گر نصيب خار مي گردد گناه قسمت است
اشک شبنم
در
هواي دامن گل مي چکد
بلبل يکرنگ را گر
در
جگر خاري خلد
شاهدان باغ را از پيرهن خون مي چکد
ره ندارد جلوه آزادگي
در
کوي عشق
سرو اگر کارند اينجا بيد مجنون مي دمد
تا نپيوستم به تيغ يار، جان صافي نشد
گرد راه از دامن خود سيل
در
دريافشاند
برق عالمسوز ما را شهپر پرواز داد
آن که خار از دشمني
در
رهگذار ما فشاند
نيست عزلت مانع کلفت که دست روزگار
بر گهر گرد يتيمي
در
دل دريافشاند
دست چون عيسي زدنيا پاک مي بايد فشاند
گرد ره
در
دامن افلاک مي بايد فشاند
تا به وصل خوشه گوهر رسي
در
نوبهار
فطره چندي به رنگ تاک مي بايد فشاند
گريه کردن پيش بيدردان ندارد حاصلي
تخم قابل
در
زمين پاک مي بايد فشاند
عمر رفت و خار خارش
در
دل بيتاب ماند
مشت خاشاکي درين ويرانه از سيلاب ماند
عقد دندان
در
کنارم ريخت از تار نفس
رشته خشکي زچندين گوهر سيراب ماند
تن پرستي فرصت ماليدن چشمي نداد
روي مطلب
در
نقاب پرده هاي خواب ماند
عقل از کار دل سرگشته سر بيرون نبرد
در
دل بحر وجود اين عقده گرداب ماند
اهل دردي صائب از عالم دچار ما نشد
در
دل ما حسرت اين گوهر ناياب ماند
چشم قرباني نگرداند ورق تا روز حشر
ديده هر کس که
در
دنبال قاتل ماندماند
تشنه آغوش دريا را تن آساني بلاست
چون صدف هر کس که
در
دامان ساحل ماندماند
صفحه قبل
1
...
2930
2931
2932
2933
2934
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن