نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
دل ز پيکان
در
تن من بيضه فولاد شد
اين خراب آباد آخر آهنين بنياد شد
از دهان باز بودم حلقه بيرون
در
تا زبان بستم دلم گنجينه اسرار شد
در
شبستان فنا صبح اميدي مي شود
آنچه از انفاس، صائب صرف استغفار شد
بر من از روشندلي وضع جهان هموار شد
خار
در
پيراهن آتش گل بي خار شد
در
شبستان فنا صبح اميدي مي شود
هر نفس کز زندگاني صرف استغفار شد
عالم پرشور بر روشن ضميران دوزخ است
در
بهشت افتاد تا آيينه ما تار شد
شبنم گستاخ گردد حلقه بيرون
در
هر کجا مژگان من خار سر ديوار شد
از ملامت عاقبت مجنون بيابان گير شد
از زبان خلق پنهان
در
دهان شير شد
در
تماشاگاه عالم ديده حيران ما
واله يک نقش چون آيينه تصوير شد
آبهاي مرده مي گردد نصيب جويبار
در
گلو گردد گره اشکي که بي تأثير شد
زود
در
روشندلان صحبت سرايت مي کند
آب با آن لطف، خونريز از دم شمشير شد
ناقصان را
در
ترقي خودنمايي لازم است
مشک چون گرديد خون مي بايدش غماز شد
از خط شبرنگ حسن يار عالمسوز شد
در
ته خاکستر اين اخگر جهان افروز شد
از کمان حلقه نتوان گرچه تير انداختن
ناوک مژگان او
در
دور خط دلدوز شد
سير گل بر گوشه دستار مردم مي کند
در
گلستان جهان مرغي که دست آموز شد
تا رهم
در
عالم بي منتهاي دل فتاد
آسمان چون حلقه فتراک بر من تنگ شد
نيست اين افتادگي امروز
در
طالع مرا
دامن مادر به طفل من کنار بام شد
دست گلها را اگر بسته است غفلت
در
نگار
پنجه مشکل گشاي نوبهاران را چه شد؟
نيست گر آب مروت
در
نظر احباب را
گريه مستانه ابر بهاران را چه شد؟
بود خار پيرهن اميد سرسبزي مرا
تخم من تا سوخت
در
زيرزمين آسوده شد
شمع را
در
خواب خواهد ديد باد صبحدم
گر چنين خاکستر پروانه خواهد توده شد
شوق تا نعل مرا
در
آتش سوزان گذاشت
خار صحراي ملامت موي آتش ديده شد
مي زند جوش مي گلرنگ خون
در
پيکرم
تا لب خونخوار آن شيرين پسر ميخواره شد
در
تماشاگاه او چون ديده قربانيان
جمله ايام حياتم صرف يک نظاره شد
حلقه بيرون
در
گشتم حريم زلف را
استخوانم گرچه از زخم نمايان شانه شد
صفحه قبل
1
...
2928
2929
2930
2931
2932
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن