167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان صائب

  • رنگها در روز روشن مي نمايد خويش را
    از سيه کاري مرا موي سفيد آگاه کرد
  • پشت بر ديوار دادم تا نظر کردم که بحر
    از صدف گهواره در يتيم آماده کرد
  • شد به چشمم توتيا گرد يتيمي تا محيط
    از صدف گهواره در يتيم آماده کرد
  • پيش ازين هر چند شهرت داشت در ملک عراق
    سير ملک هند صائب را بلندآوازه کرد
  • پيش آن لبها که ني در ناخن شکر شکست
    بهر جوي شير نتوان گريه طفلانه کرد
  • نيست آسان زير کوه درد قد افراشتن
    چون کمان در سينه من ناوک او خانه کرد
  • بوسه ها پيچيد در مکتوب بهر ديگران
    وز تريها نامه خشکي به ما انشا نکرد
  • ريخت اشک آتشين در ماتم پروانه شمع
    عالمي را سوخت آن بيرحم و چشمي تر نکرد
  • عالم پرشور گلزاري است بر روشندلان
    تلخي دريا اثر در طينت گوهر نکرد
  • جامه سرگشتگي بر قامت من راست است
    گردباد اين رقصها در دامن هامون نکرد
  • گريه بر عاشق گوارا نيست در شبهاي وصل
    ابر بي هنگام دهقان را به فرياد آورد
  • مهر عالمتاب در هر جا دچار او شود
    با کمال شوخ چشمي رو به ديوار آورد
  • برنگردد در قيامت جان مشتاقان به جسم
    کيست اين سيلاب را ديگر به کهسار آورد؟
  • کوهکن را برق آتشدستيم دارد کباب
    بيستون را تيشه ام در رقص چون طور آورد
  • ديده چون تاب صفاي آن بناگوش آورد؟
    شبنمي چون خرمن گل را در آغوش آورد؟
  • غنچه تصوير از مستي گريبان پاره کرد
    تا دل افسرده ما را که در جوش آورد
  • صائب از ما ذوق ايام جواني را مپرس
    کيست تا در خاطر آن خواب فراموش آورد
  • زخمي عشق تو چون رو در بيابان آورد
    لاله خونگرم خاکستر به دامان آورد
  • گريه ها در پرده دارد عيشهاي بي گمان
    خنده بي اختيار برق، باران آورد
  • نيست دربار من خونين جگر جز لخت دل
    در کنار از کشتيم گرداب گل مي آورد
  • نيست ممکن گل نچيند عاشق از بيطاقتي
    رشته در آغوش پيچ و تاب گل مي آورد
  • نيست صائب در زمين شور باران را اثر
    از کدورت کي مرا صهبا برون مي آورد؟
  • شاخ و برگ آرزوها مي شود موي سفيد
    حرص در صدسالگي دندان برون مي آورد
  • بي نياز از آب خضرم، عمر درويشي دراز!
    کاسه در يوزه ام چندين سر فغفور خورد
  • ناخن مطرب حنايي شد زرنگين نغمه اش
    تا که در مستي شراب از کاسه طنبور خورد؟