نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
در
کنار خاک عمر ما به خون خوردن گذشت
مادر بيمهر خون را شير نتوانست کرد
گرچه خط داد سخن
در
مصحف روي تو داد
نقطه خال ترا تفسير نتوانست کرد
در
نگيرد صحبت پير و جوان با يکدگر
با کمان يک دم مدارا تير نتوانست کرد
حلقه
در
از درون خانه باشد بيخبر
مطلب دل را زبان تقرير نتوانست کرد
واي بر آن کس که
در
شبها پي تسخير فيض
ديده بيدار خود، فتراک نتوانست کرد
از زمين خاکساري پوچ بيرون آمديم
تخم ما نشو و نما
در
خاک نتوانست کرد
در
غبار خط همان زلفش بود جوياي دل
خاک سير از صيد چشم دام نتوانست کرد
هاله تا قالب تهي از خويشتن صائب نکرد
دست
در
آغوش وصل ماه نتوانست کرد
کيست ديگر
در
دل پروحشت من جا کند؟
سيل پا قايم درين ويرانه نتوانست کرد
لنگر از طوفان نباشد مانع بحر محيط
چوب گل تأثير
در
ديوانه نتوانست کرد
سوخت چشم شور مردم تخم اميد مرا
در
زمين شور، جولان دانه نتوانست کرد
آه اگر ذوق گرفتاري نخواهد عذر ما
وحشت ما خون عالم
در
دل صياد کرد
ناخن دخل حسودان با سخن هرگز نکرد
آنچه
در
زلف تو با دل شانه شمشاد کرد
داغ دشمنکامي از دوران کم فرصت نديد
دوستان را هر که
در
ايام دولت ياد کرد
مي زند زخم نمايان موج جوهر
در
دلم
کاوش مژگان چه با اين بيضه فولاد کرد
در
زبان هيچ کس زخم زبان نگذاشتم
جلوه مجنون من اين دشت را بي خار کرد
چند باشي
در
شکست کارم اي گردون، بس است
استخوانم را هجوم زخم جوهردار کرد
سخت طفلانه است جوي شير آوردن زسنگ
کوهکن بيهوده جان را
در
سر اين کار کرد
از زبان پيوسته خاري بود
در
پيراهنم
بي زباني دامنم را پرگل بي خار کرد
آتشي کز عشق شيرين
در
دل فرهاد هست
بيستون را مي تواند زر دست افشار کرد
خودفروشي با کمال بي نيازي مشکل است
آب شد تا يوسف ما روي
در
بازار کرد
هر که رو زين خلق ناهموار
در
ديوار کرد
سنگلاخ دهر را بر خويشتن هموار کرد
در
دل پاکم اثر از نقش نتوان يافتن
حيرت سرشار اين آيينه را ستار کرد
نيست آب رحم
در
تيغ سبک جولان چرخ
خواب نتوان زير اين شمشير بي زنهار کرد
هر که رو زين خلق ناهموار
در
ديوار کرد
سنگلاخ دهر را بر خويشتن هموار کرد
صفحه قبل
1
...
2924
2925
2926
2927
2928
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن