نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.10 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
مي کند
در
سنگ خارا داغ تنهايي اثر
بيستون خاموش شد تا کوهکن از پا فتاد
مبتلاي شش جهت را چاره جز تسليم نيست
نقش بيکارست هر جا مهره
در
ششدر فتاد
هر که را راه سخن دادند نعمتها ازوست
طوطي ما تا دهن واکرد
در
شکر فتاد
خجلت روي زمين زان ساق سيمين مي کشد
جلوه طاوس
در
ظاهر اگر موزون فتاد
کرد دودش روزن چشم غزالان را سياه
آتشي کز روي ليلي
در
دل مجنون فتاد
برنخيزد لاله بي داغ نمکسود از زمين
شورشي کز عشق مجنون
در
دل هامون فتاد
شعله خويت که آتش
در
دل ياقوت زد
پشت دستي بر زمين پيش شرر خواهد نهاد
ساعد سيمين که بودش دلبري
در
آستين
آستني از بي کسي بر چشم تر خواهد نهاد
دل زهمدردان شود از گريه خالي زودتر
وقت شمعي خوش که پا
در
حلقه ماتم نهاد
سرنگون ديدم
در
آن چاه زنخدان زلف را
قصه هاروت و چاه بابلم آمد به ياد
رومتاب از خلق
در
دولت که چون گردد بلند
گرمي خورشيد عالمتاب مي گردد زياد
چشم مي گردند چون شبنم سراپا اهل دل
غافلان را
در
بهاران خواب مي گردد زياد
شهپر پرواز هم باشند روشن گوهران
نشاه مي
در
شب مهتاب مي گردد زياد
مي کند دل را پريشان شادي بي عاقبت
رخنه
در
دل غنچه را گردد زخنديدن زياد
کرد ميزان
در
نظرها ماه کنعان را سبک
قدر گوهر گرچه مي گردد زسنجيدن زياد
نيست آسان بحر را
در
کوزه پنهان ساختن
عارفان را دل به اسرار الهي مي تپد
تحفه جرمي به دست آور که
در
ديوان عفو
جان معصومان ز جرم بيگناهي مي تپد
هر که سازد همچون غواصان نفس
در
دل گره
از محيط تلخرو دامان پر گوهر برد
خاکيان اکثر گرفتارند
در
بند جهات
تا که بيرون مهره خود را ازين ششدر برد؟
دولت تردامنان پا
در
رکاب نيستي است
زود شبنم رخت هستي از چمن بيرون برد
دارد آتش زيرپاي خويش
در
مهد زمين
تا سپند بيقرار من به محفل راه برد
بيخودي آسوده کرد از بازگشت تن مرا
در
محيط بيکران نتوان به ساحل راه برد
شکر قطع راه، عارف را کند بيدارتر
غافلان را خواب
در
دامان منزل مي برد
حسن عالمگير ليلي نيست
در
جايي که نيست
عاشق از دامان صحرا فيض محمل مي برد
نيست غير از گوشه عزلت مرا جايي قرار
در
صدف چون گوهر سيراب خوابم مي برد؟
صفحه قبل
1
...
2922
2923
2924
2925
2926
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن