نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
آن دشمن ايمان که ز رخسار چو قنديل
آتش زده
در
سينه محراب همين است
آن گوهر شهوار که درياي گهر را
در
گوش کشد حلقه گرداب همين است
خورشيد عذاري که ازو سوخته صائب
خون
در
جگر لاله سيراب همين است
در
پرده بينايي من نقش دويي نيست
هر داغ پلنگم به نظر ديده آهوست
تا غنچه نگرديم دل ما نگشايد
در
خلوت ما رطل گران کاسه زانوست
سيري ز تماشاي خود آن حسن ندارد
تا آينه ديده ما
در
نظر اوست
عشق است که اکسير بقا خاک
در
اوست
از هر دو جهان سير شدن ماحضر اوست
دستي که
در
آغوش هوس حلقه نگردد
گستاخ تر از زلف به موي کمر اوست
از سينه هر کس شنوي ناله زاري
از خويش بروي آي که آواز
در
اوست
از حوصله هر دو جهان، گرد برآرد
اين نشأه که
در
ساغر اول نظر اوست
مويي که شود سلسله گردن شيران
در
حلقه زنار ميانان کمر اوست
از روشنيش خيره شود ديده خورشيد
شمعي که ز رخ
در
ته دامان خط اوست
ز آيينه دل چون خط ياقوت برد زنگ
در
ديده غباري که ز ريحان خط اوست
خون
در
جگر نافه کند قطره اشکش
هر ديده خونبار که حيران خط اوست
پيوسته به پرگار بود دور نشاطش
هر ديده که
در
حلقه فرمان خط اوست
ياقوت که
در
قطعه نويسي است مسلم
خونين جگر از مشق پريشان خط اوست
هر آيه رحمت که ازو تازه شود جان
يکسر همه
در
دفتر احسان خط اوست
صائب چه خيال است که ديوانه نگردد؟
زين زمزمه تازه که
در
شان خط اوست
تا پنجه اقبال که پر زور برآيد؟
دست دو جهان
در
خم سيب ذقن اوست
وصل مه کنعان چه مناسب به زليخاست؟
يعقوب شناسد که چه
در
پيرهن اوست
يک حرف ازان غنچه دهن رنگ ندارم
هر چند که ده رنگ زبان
در
دهن اوست
از لعل، سخن پيش رخ يار مگوييد
صد برگ خزان ديده چنين
در
چمن اوست
کرده است شکرخند به شيرين دهنان تلخ
اين شور که
در
پسته شکرشکن توست
در
ديده ما حاشيه گلشن رازست
خطي که به گرد لب رنگين سخن توست
از موي شکافان جهان است سرآمد
اين تيغ زباني که نهان
در
دهن توست
صفحه قبل
1
...
2909
2910
2911
2912
2913
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن