167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان صائب

  • نشنيده است زمزمه بال جبرئيل
    در گوش هر که حلقه گفتار عشق نيست
  • ريگ روان وادي سرگشتگي شود
    هر نقطه اي که در خم پرگار عشق نيست
  • ابري است در طلسم سراب اوفتاده است
    هر ديده اي که واله رخسار عشق نيست
  • در دوزخم بيفکن و نام گنه مبر
    آتش به گرمي عرق انفعال نيست
  • چون برگ لاله سوخت زبان در دهان من
    با بوسه تو چاشني اعتدال نيست
  • صائب به بزم وصل سراپا نگاه باش
    در صحبتي که حال بود، جاي قال نيست
  • از پاشکستگان چراغ است تيرگي
    در هر سري که عقل بود بي ملال نيست
  • صائب هزار پله ز خاکم فتاده تر
    در واديي که نقش قدم پايمال نيست
  • در ملک نيستي نتوان احتياج يافت
    هر جا که فقر هست زبان سؤال نيست
  • در خاک پاک، آب گل و لاله مي شود
    از ما دريغ داشتن مي حلال نيست
  • دور از تو با خيال به دل آشناي تو
    داريم عالمي که ترا در خيال نيست
  • آمد شد نگاه بود ترجمان ما
    در بزم آرميده ما قيل و قال نيست
  • زان خرمني که خوشه پروين در او گم است
    بر مور دانه اي نفشاندن کمال نيست
  • بگريز در خدا ز گرانان که کعبه را
    انديشه از تسلط اصحاب فيل نيست
  • در گوش عارفي که بود هوش پرده دار
    يک برگ بي صداي پر جبرئيل نيست
  • بازيچه محيط حوادث شود چو موج
    در دست هر که لنگر صبر جميل نيست
  • در نامجو شرافت ذاتي تمام نيست
    ياقوت چون عقيق مقيد به نام نيست
  • عشاق را درستي دل در شکستگي است
    اين ماه تا هلال نگردد تمام نيست
  • از انتقال حق دل خود جمع کرده است
    با خصم هر که در صدد انتقام نيست
  • جنگ گريز مي کند از کاه کهربا
    از بس که در زمانه ما التيام نيست
  • بيت الحرام ديگر و ميخانه ديگرست
    در کوي عشق بحث حلال و حرام نيست
  • فکر کنار و بوس ندارند عاشقان
    در سينه هاي گرم تمناي خام نيست
  • زنهار حرف راست ز ديوانگان مجوي
    در کشوري که سنگ ملامت تمام نيست
  • صائب چرا کنيم شکايت ز لاغري؟
    کم نعمتي است در پي ما چشم دام نيست؟
  • تا در سرست باد تعين حباب را
    پيوسته است اگر چه به دريا تمام نيست