167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان صائب

  • عشق بلند در گرو قهر و لطف نيست
    دشنام فاش و خنده پنهان چه لازم است؟
  • در جنگ، مي کند لب خاموش کار تيغ
    دادن جواب مردم نادان چه لازم است؟
  • دارم زياد زلف بناگوش زيب او
    شام خوشي که فيض سحرها در او گم است
  • مژگان تاب خورده اشک آفرين ماست
    امروز رشته اي که گهرها در او گم است
  • پيشاني گشاده سختي کشان بود
    همواريي که کوه و کمرها در او گم است
  • داده است فيض عشق به ما پاشکستگان
    از خويش رفتني که سفرها در او گم است
  • دست ز کار رفته ارباب حيرت است
    برگ فتاده اي که ثمرها در او گم است
  • در راه دل، پياده دنبال مانده اي است
    هر چند عقل، قافله سالار عالم است
  • بر هر دلي که خواب گران پرده دار شد
    در آرزوي دولت بيدار عالم است
  • بر خود زبان آتش سوزان کند دراز
    چون خار هر که در پي آزار عالم است
  • در چشم عارفان جهان ابر رحمتي است
    اين غفلتي که پرده زنگار عالم است
  • بي چشم زخم نيست، اگر توتيا شده است
    گوي سري که در خم چوگان عالم است
  • بازي مخور که شيره جانهاست يکقلم
    شيرينيي که در شکرستان عالم است
  • در چشم عارفان، ورق باد برده اي است
    تختي که تکيه گاه سليمان عالم است
  • در دور ما که سنگ به سايل نمي دهند
    دست و دل گشاده نصيب فلاخن است
  • همت به بي نيازي من ناز مي کند
    يک سرو در سراسر اين سبز گلشن است
  • نتوان به روي دختر رز چشم غير ديد
    در خانه اي شراب ننوشم که روزن است
  • روشندلان هميشه سفر در وطن کنند
    استاده است شمع و همان گرم رفتن است
  • در انتظام کار جهان اهتمام خلق
    مشق جنون به خامه فولاد کردن است
  • ظالم به مرگ سير نگردد ز خون خلق
    در خواب، کار تشنه لبان آب خوردن است
  • روزي طلب ز درگه حق کن که پيش خلق
    لب بازکردنت در توفيق بستن است
  • گفتم کنم به گوشه نشيني علاج نفس
    غافل که سرفرازي سگ در نشستن است
  • آسودگي به کنج قناعت نشستن است
    سير بهشت در گره چشم بستن است
  • طفلي است راه خانه خود کرده است گم
    هر ناقصي که در صدد عيب جستن است
  • ما از شکست توبه محابا نمي کنيم
    چون زلف، حسن توبه ما در شکستن است