نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
صائب به هوش باش که
در
سنگلاخ دهر
هر کس عنان کشيده رود خوش عنانترست
در
گلشني که بند نقاب تو واشود
هر داغ لاله ديده حيران ديگرست
هر چند
در
حلاوت گفتار حرف نيست
با شهد خامشي ز سخن شان ديگرست
خشتي مرا ز کوي تو
در
زير بس است
سرمايه فراغت من اينقدر بس است
چون شمع، گريه
در
کرم دست حلقه کرد
اين تيغ آبدار مرا بر کمر بس است
صائب مرا به سرمه خلق احتياج نيست
آن خط مشکبار را
در
نظر بس است
تشريف قرب
در
خور اين خاکسار نيست
ما را ز دور سجده اين آستان بس است
طبل رحيل، قافله اي افکند به راه
يک نغمه سنج
در
همه بوستان بس است
زلف کج تو سلسله جنبان آتش است
هندو هميشه
در
پي سامان آتش است
در
عهد خوي گرم تو چون داغ لاله چرخ
پاي به خواب رفته دامان آتش است
هر نکته اي ز عشق، بهاري است دلفروز
در
هر شرر نهفته گلستان آتش است
دارد ز بيقراري ما خار
در
جگر
دودي که گردباد بيابان آتش است
در
پنجه تصرف عشق تو، نه فلک
چون مهره هاي موم به فرمان آتش است
تا هست
در
ميان سخن آتشين عشق
هر خامه اي که هست، رگ کان آتش است
در
سينه گداخته ام آه سرد نيست
درياي آتشم که سحاب من آتش است
آرام نيست راهنوردان شوق را
دايم ز موج، ريگ روان
در
کشاکش است
عشاق را ز تازه نهالان شکيب نيست
تا يک خدنگ هست کمان
در
کشاکش است
هر چند حرص مالک روي زمين شود
چون موجه سراب همان
در
کشاکش است
بر فرق هر که سرکشي از سر نمي نهد
مانند اره کاهکشان
در
کشاکش است
پيران ز حرص بيشتر آزار مي کشند
با پشت خم هميشه کمان
در
کشاکش است
آسان نمي توان ز علايق فشاند دست
زين خارزار دامن جان
در
کشاکش است
ايمن شود چسان ز گسستن رگ حيات؟
زينسان که تار و پود جهان
در
کشاکش است
بال و پر تلاطم بحرست بادبان
دلها ز ديده نگران
در
کشاکش است
تا يکزبان چو تيغ نگردد سخن طراز
دايم چو خامه دو زبان
در
کشاکش است
تغيير رنگ خوش بود از روي شرمگين
در
چشم اهل ديد بهار و خزان خوش است
صفحه قبل
1
...
2885
2886
2887
2888
2889
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن