نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
صبر گران رکاب نيايد به کار عشق
در
بحر بيکنار چه حاجت به لنگرست؟
زان جلوه ها که سرو تو
در
کار باغ کرد
طوق گلوي فاختگان خط ساغرست
سرچشمه اي که خضر ازو چشم آب داد
در
زير دامن خط سبز تو مضمرست
دارد خبر ز آه من و تنگناي چرخ
هر شعله اي که
در
قفس تنگ مجمرست
پاي شکسته بر سر زانوي منزل است
دست ز کار رفته
در
آغوش دلبرست
آن را که
در
وطن لب ناني ميسرست
سي شب ز ماه عيد سرايش منورست
در
خانه هاي کهنه بود مور و مار بيش
حرص و امل به طينت پيران فزونترست
در
کنه ذات، فکر به جايي نمي رسد
درياي بيکنار چه جاي شناورست؟
فردي که ساده است نيارند
در
حساب
ديوانه را چه کار به ديوان محشرست؟
حقي که هست دختر رز را به ميکشان
در
پيش حق شناس به از شير مادرست
در
بحر بيکنار نگيرد قرار موج
هر ناز او مقدمه ناز ديگرست
زان تيغ الحذر که ز پيچ و خم ميان
در
چشم موشکاف، سراپاي جوهرست
زين صيدها که هست درين طرفه صيدگاه
در
پاي خم شکار بط مي نکوترست
در
اوج اعتبار به عزلت توان رسيد
مرغ شکسته بال به عنقا برابرست
يوسف چسان دلير تماشاي خود کند؟
يعقوب
در
کمين و زليخا برابرست
هر گوشه اي که گوشه چشمي
در
او بود
گر چشم سوزن است به دنيا برابرست
در
چار فصل چون نبود سرو تازه روي؟
بي حاصلي به حاصل دنيا برابرست
در
شب مشو دلير به عصيان که از نجوم
چندين هزار ديده بينا برابرست
در
چشم عارفي که به مغز جهان رسيد
صبح نشاط با کف دريا برابرست
در
پله اي که سنگدليهاي کعبه است
ريگ روان و آبله پا برابرست
با درد عشق، طاقت و بيطاقتي يکي است
تمکين کوه و کاه
در
اينجا برابرست
تلخي نمي رسد به قناعت رسيدگان
در
کام مور، خاک به شکر برابرست
اين گريه اي که هست گره
در
گلو مرا
هر قطره اش به دانه گوهر برابرست
از فيض عشق
در
قدح لاله رنگ ماست
خونابه اي که با مي احمر برابرست
در
کام ماهيي که به تلخي برآمده است
درياي تلخ و شور به کوثر برابرست
صفحه قبل
1
...
2882
2883
2884
2885
2886
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن