167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان صائب

  • نهشت در سر ما مغز، پوچ گوييها
    فناي خرمن هستي ز باد دستي ماست
  • ز چهره گل سيراب، رنگ شد سفري
    هنوز شبنم بيدرد در شکرخواب است
  • شتاب در ره مقصد درنگ مي آرد
    که خرج راه شود رهروي که بيتاب است
  • ميان صوفي پشمينه پوش و زاهد خشک
    تفاوتي است که در خار پشت و سنجاب است
  • به گرد دامن منزل کجا رسي صائب؟
    چنين که عزم ترا پاي سعي در خواب است
  • عيار آتش روي ترا چه مي داند؟
    هنوز ديده آيينه در شکرخواب است
  • همين نه خانه ما در گذار سيلاب است
    بناي زندگي خضر نيز بر آب است
  • کجا خورد غم عريان تنان، خودآرايي
    که تا به گردن خود در سمور و سنجاب است
  • سپهر در خم صاحبدلان عبث کرده است
    نهنگ را چه غم از حلقه دام گرداب است؟
  • برون ز بحر تهيدست آيد آن غواص
    که در صدف طلبد گوهري که ناياب است
  • به زهد خشک قناعت نمي توان کردن
    کنون که هر سر خاري پياله در دست است
  • هزار رنگ گل فيض در گل صبح است
    اثر ز حلقه به گوشان بلبل صبح است
  • ازان به زندگي خويش خلق مي لرزند
    که دايم از نفس اين شمع در ره بادست
  • نشاط عالم بي اعتبار درگردست
    چو برق، خوشدلي روزگار در گردست
  • ز سير دايمي مهر مي توان دانست
    که مهر عالم ناپايدار در گردست
  • قرار نيست به يک جاي مهر تابان را
    هميشه دولت ناپايدار در گردست
  • ز مهر و ماه تهي نيست کاسه گردون
    هميشه مهره اين بد قمار در گردست
  • به پيچ و تاب شود منتهي کشاکش حرص
    به گنج تا نرسيده است مار در گردست
  • مريز رنگ اقامت درين خراب آباد
    که خاک چون فلک بي مدار در گردست
  • بجاست تا حرم کعبه، همچو قبله نما
    درون سينه دل بيقرار در گردست
  • بشوي گرد کدورت ز صفحه خاطر
    درين دو هفته که ابر بهار در گردست
  • غبار هستي عالم به گرد چون نرود؟
    چنين که توسن آن شهسوار در گردست
  • چگونه پاي به دامن کشند حق طلبان؟
    که نقش پاي درين رهگذار در گردست
  • اگر چه راه طلب طي به جستجو نشود
    مرا همان دل اميدوار در گردست
  • گشاد قفل دل زنگ بسته عاشق
    به يک اشاره ابروي يار در بندست