نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
با جگر تشنگي خار مغيلان چه کنم؟
ريگ اين باديه
در
آبله ها خون نگذاشت
رفته بودم که
در
آن چاه زنخدان افتم
چشم کوته نظر و طالع وارون نگذاشت
عشق تردست تو دهقان غريبي است که تخم
تا نشد سوخته،
در
مزرع اميد نکشت
نيست
در
عالم اسباب، صفايي صائب
آن بود صاف که از پرده اسباب گذشت
کرد خون
در
جگر خار علايق صائب
هر که زين مرحله با دامن برچيده گذشت
يک دم از خلوت انديشه نيامد بيرون
عمر صائب همه
در
سير پريخانه گذشت
عشق کي فرصت بيمار پرستي دارد؟
نعمتي بود که خون
در
رگ ما نشتر گشت
ما سر دولت و اقبال نداريم، ارنه
دفتر بال هما
در
کف ما ابتر گشت
دارد از خلد ترا بي بصريها محجوب
ورنه
در
چشم و دل پاک مهياست بهشت
عمر زاهد به سر آمد به تمناي بهشت
نشد آگاه که
در
ترک تمناست بهشت
کف سطحي چه قدر غور کند
در
دل بحر؟
زاهد خشک ز عرفان چه تواند دريافت؟
ديده مگشاي که
در
بحر پر آشوب جهان
هر که پوشيد نظر گوهر بينايي يافت
آنچه
در
کار بود ساختنش خودسازي ا ست
گو مشو کار جهان ساخته، مي بايد رفت
قاصد سنگدل از کوي تو
در
برگشتن
بس که آمد به تأني خبر از يادش رفت؟
عمر ده روزه زيادست درين وحشتگاه
تا به کي
در
طلب آب بقا خواهي رفت؟
نکند
در
به رخت باز اگر رخنه دل
تو ازين خانه دربسته کجا خواهي رفت؟
تو اگر تکيه کني بر خرد ناقص خود
زود
در
چاه ضلالت به عصا خواهي رفت
شد ولي نعمت ارباب تجرد صائب
هر که
در
راه طلب ترک خور و خواب گرفت
پرده از راز من گوشه نشين ساز گرفت
برق
در
خرمنم از شعله آواز گرفت
بوي گل را نتوان
در
گره شبنم بست
به خموشي نتوان دامن اين راز گرفت
سرمه
در
حجت ناطق ننمايد تأثير
نتوان نکته بر آن چشم سخن ساز گرفت
هر که دانست سرانجام حيات است فنا
چون شرر دامن انجام
در
آغاز گرفت
گشت از سلسله عمر ابد کامروا
هر که دامان سر زلف تو
در
چنگ گرفت
خم مي جلوه فانوس تجلي دارد
پرتو روي تو تا
در
مي گلفام گرفت
وحشت روي زمين زير زمين خواهد يافت
هر که
در
روي زمين خوي به وحدت نگرفت
صفحه قبل
1
...
2866
2867
2868
2869
2870
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن