نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
از نواهاي جگرسوز تو صائب پيداست
که ترا
در
دل صد پاره نواسازي هست
به بهشتي نتوان رفت که رضواني هست
ننهم پاي
در
آن خانه که درباني هست
خنده چون پسته ز خونين جگران بيدردي است
ورنه
در
پوست مرا هم لب خنداني هست
مي کند عامل معزول، مرا دربدري
ورنه
در
خانه مرا دفتر و ديواني هست
پرده صورتي چشم، حجاب تو شده است
ورنه
در
پرده دل نيز تماشايي هست
چند گستاخ رکاب تو ببوسند اغيار؟
قفل و بندي به
در
خانه زين مي بايست
در
بغل جاي دهد سرو صفت فاخته را
قد رعناي تو سرکش تر ازين مي بايست
همه اسباب جمال تو به جاي خويش است
بوسه
در
کنج لبت گوشه نشين مي بايست
بند
در
بند قبا بافتن مژگان چيست؟
گر درين خانه کسي نيست پس اين دربان چيست؟
حبس و زندان ابد لازمه تقصيرست
بي گنه، يوسف جان اين همه
در
زندان چيست؟
عشق را راه سخن نيست
در
آن خلوت خاص
چشم مست تو گرانخواب ز افسانه کيست؟
هر که را مي نگرم حلقه بيرون درست
تا سر زلف تو
در
پنجه گيرايي کيست؟
مژه شوخ تو آرام ندارد امروز
تا دگر
در
پي تاراج شکيبايي کيست؟
پرده از چهره انديشه نما افکنده است
ديگر آن آينه رو
در
پي رسوايي کيست؟
ماه
در
ابر تنک جلوه ديگر دارد
ورنه آن زلف سيه پرده بينايي کيست؟
سرکشي
در
قدم کوه جواهر افشاند
وادي حرص به نزديکي استغنا نيست
معني عزلت اگر وحشت از آباداني است
جغد
در
مرتبه خويش کم از عنقا نيست
بجز از آبله پا که کنندش پامال
در
همه روي زمين ديده وري پيدا نيست
گر چه خط سيهش دست نداده است به هم
کسري نيست که
در
حلقه زنارش نيست
سايه بال هما پرده خوابش گردد
هر که
در
سر هوس دولت بيدارش نيست
نقد آسايش دل
در
گره سوختن است
واي بر جاي سپندي که درين محفل نيست
بستن چشم مرا از دو جهان فارغ کرد
تخته نقش بود آينه چون
در
گل نيست
جوش عشق است که
در
ظرف نگنجد، ورنه
ساغر بحر زياد از دهن ساحل نيست
خطر قلزم هستي، گل خودکاميهاست
نيست يک موج که
در
بحر رضا ساحل نيست
گرد هستي اگر از پيش نظر برخيزد
رهروي نيست درين راه که
در
منزل نيست
صفحه قبل
1
...
2863
2864
2865
2866
2867
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن