نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
عافيت مي طلبي، پاي خم از دست مده
که بلاها همه
در
زير سر هشياري است
در
کمين است که صيدي نجهد از دامش
غنچه خسبيدن زهاد نه از دينداري است
اين که از شهپر طاوس مگس ران سازند
در
زمين سيه هند، گل جلوه گري است
نفس گرم طلب کن ز جگرسوختگان
که
در
احياي دل مرده مسيحاي خوشي است
اگر از هر دو جهان چشم تواني پوشيد
در
پريخانه دل آينه سيماي خوشي است
دست
در
دامن شب زن اگرت دردي هست
که نسيم سحري طرفه مسيحاي خوشي است
تو بدآموز به هنگامه ظاهر شده اي
ورنه
در
خلوت دل انجمن آراي خوشي است
بي کسيهاست اگر هست کسي
در
عالم
هست بيجايي اگر زير فلک جاي خوشي است
اي که
در
راه جنون همسفري مي خواهي
مگذر از سلسله زلف که همپاي خوشي است
عالم امني اگر هست همين بيهوشي است
هست اگر جنت
در
بسته همين خاموشي است
اي صبا درگذر از غنچه لب بسته من
که گشاد دل من
در
گره خاموشي است
پختگي
در
خور جوش است درين ميخانه
خامي باده نارس گنه کم جوشي است
غافل از مستي حسني ز جگرسوختگان
داغ
در
چشم تو و لاله سيراب يکي است
چه کنم آه که
در
ديده بي پروايان
صبر آيينه و بيتابي سيماب يکي است
عجز و قدرت نشود مانع بيباکي عشق
خانه شاه و گدا
در
ره سيلاب يکي است
عشق باري است که
در
پله برداشتنش
کمر طاقت کوه و کمر مور يکي است
چون خزان آتش بيداد زند
در
گلشن
چهره نازک گل با خس و خاشاک يکي است
رتبه مردم افتاده کجا، خاک کجا
گر چه
در
مرتبه، افتادگي و خاک يکي است
به قبول نظر عشق توان گشت تمام
در
همه روي زمين آينه پاک يکي است
سربرآورده ام از قلزم وحدت صائب
سرمه
در
ديده انصاف من و خاک يکي است
حرص دايم ز براي دگران
در
گردست
حال اين بي بصر و ديده غربال يکي است
تا رسيدم به پريخانه وحدت صائب
پاي طاوس مرا
در
نظر و بال يکي است
در
کمانخانه زنخجير، ترازو گردد
مژه شوخ تو و تير قضا هر دو يکي است
در
سراپرده گوش تو ز سنگيني ناز
ناله عاشق و آواز درا هر دو يکي است
هر چه
در
سينه بود، مي کند از سيما گل
شاهد تنگي دلها، گره پيشاني است
صفحه قبل
1
...
2861
2862
2863
2864
2865
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن