نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
پاس لشکر داشتن از خسروان زيبنده است
اين نصيحت مور
در
کار سليمان کرد و رفت
بار قتل خود به دوش ديگران نتوان نهاد
در
ميان عشقبازان کوهکن مردانه رفت
مي کند جا
در
ضمير آشنايان سخن
هر که چون صائب به فکر معني بيگانه رفت
همت پست است دامنگير ما بي حاصلان
ورنه کوه قاف را
در
زير پر عنقا گرفت
نيست پرواي ملامت حسن وعشق پاک را
هاله
در
آغوش رسوا ماه تابان را گرفت
پرده مردم دريدن سعي
در
خون خودست
رزق آتش مي شود خاري که دامان را گرفت
ظلم ظالم مي کند تأثير
در
همصحبتان
خون ناحق کشتگان بحر، مرجان را گرفت
برنخيزد هر که پيش از صبح از خواب گران
دولت بيدار را
در
خواب نتواند گرفت
در
گريبان ريخت گردون ساغر خورشيد را
هر تنک ظرفي شراب ناب نتواند گرفت
در
کهنسالي ندارد ظلم دست از کار خويش
رعشه تيغ از پنجه قصاب نتواند گرفت
هر که چون پروانه دارد داغ آتش طلعتي
چون سپند آرام
در
مهتاب نتواند گرفت
بيقراريهاي دل باشد به جا
در
عين وصل
بحر سرگرداني از گرداب نتواند گرفت
زاهد خشک از وصول معرفت بي بهره است
تنگ
در
بر شمع را محراب نتواند گرفت
شعله حسن جهانسوزت فرو خواهد نشست
لاله ات را داغ حسرت
در
ميان خواهد گرفت
شعله واسوختن از سينه ها سر مي کشد
آتش بيتابيت
در
مغز جان خواهد گرفت
مردم هموار را از خاک بربايد گرفت
رشت هاي بي گره را
در
گهر بايد گرفت
دامن شب را ز غفلت گر نياوردي به دست
در
تلافي دامن آه سحر بايد گرفت
تا مگر مرغ همايوني برآرد سر ز غيب
بيضه افلاک را
در
زير پا بايد گرفت
مرگ تلخ از زندگي خوشتر بود
در
کشوري
کز دهان سگ هما را استخوان بايد گرفت
ساغر لبريز مي ريزد ز دست رعشه دار
در
جواني ها تمتع از جهان بايد گرفت
ظلم باشد
در
تماشا خرج کردن عمر را
تا نظر بازست عبرت از جهان بايد گرفت
تا نگردي بر گنه
در
خانه خالي دلير
صورت ديوار را با هوش مي بايد گرفت
ساز باشد پرده بيگانگي
در
بزم مي
مطرب از گلبانگ نوشانوش مي بايد گرفت
محفل روشن ضميران جاي قيل وقال نيست
چون صدف
در
پيش دريا گوش مي بايد گرفت
تا بود
در
جوش صائب سينه گرم بهار
ساغري زين باده سرجوش مي بايد گرفت
صفحه قبل
1
...
2848
2849
2850
2851
2852
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن