نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
غنچه تصوير مي لرزد به رنگ و بوي خويش
در
رياض آفرينش يک دل آسوده نيست
مي توان خواند از جبين، راز دل عشاق را
در
کف اهل قيامت نامه نگشوده نيست
سينه گرم از دلم آرام و طاقت برده است
دانه را آسودگي
در
تابه تفسيده نيست
کار بيدردان بود گل
در
گريبان ريختن
برگ عيش نامرادان جز دل صد پاره نيست
افسر زر دردسر بسيار دارد
در
کمين
شمع عالمسوز را از چشم گريان چاره نيست
باغ جنت
در
صفا هر چند باشد بي نظير
پيش ارباب بصيرت همچو روي تازه نيست
لاله
در
کوه بدخشان خون خود را مي خورد
چهره گلرنگ او را احتياج غازه نيست
مي کشد فانوس گستاخانه
در
بر شمع را
روزي بال و پر پروانه جز خميازه نيست
رزق نادانان بود صائب شرابي بي غمي
در
بساط مردم فرزانه جز خميازه نيست
در
دل پر خون غبار لشکر انديشه نيست
گرد را دست تصرف بر درون شيشه نيست
محنت دنيا نمي گردد به گرد بيخودان
هست سهم شير حاضر، شير اگر
در
بيشه نيست
عشق پنهانم ز مستي کرد گل
در
انجمن
دشمني راز نهان را چون لب پيمانه نيست
خشکي سودا، قلم
در
ناخنش نشکسته است
آن که مي گويد قلم بر مردم ديوانه نيست
مهرباني هاي صيادست دامنگير ما
در
قفس دلبستگي ما را به آب و دانه نيست
پخته چندين خام را نتوان به آساني نمود
تاک
در
يک آستين صد سيلي استاد داشت
ياد ايامي که صائب
در
حريم زلف او
پنجه من اعتبار شانه شمشاد داشت
برنيايد از لبم
در
فقر، آواز سؤال
کاسه چوبينم شکوه افسر فغفور داشت
تا مرا عشق بلند اقبال
در
زنجير داشت
پيچ و تاب من شکوه جوهر شمشير داشت
دامن ابر بهاران
در
فلک مي کرد سير
خار ما بي حاصلان تا دست دامنگير داشت
ساعد سيمين او را تا کليم الله ديد
نسخه افسوس شد دستي که
در
اعجاز داشت
ياد ايامي که
در
درياي بي پايان عشق
کشتي ما بادبان از پرده هاي راز داشت
در
شهادتگاه وحدت عاشقان را يکسرند
آن که بر سر تيشه زد، قصد سر پرويز داشت
در
تنزل بود دايم با اسيران لطف چرخ
صحبت امروز ما دايم حسد بر دوش داشت
زنگ ظلمت بود از آب زندگاني قسمتش
تا سکندر روي
در
آيينه اقبال داشت
از خمارآلودگان بگذشت چون جام تهي
چشم مخموري که
در
هر گوشه صد ميخانه داشت
صفحه قبل
1
...
2844
2845
2846
2847
2848
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن