167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان صائب

  • در خم چوگان گردون گردش ما را ببين
    تا بداني نقطه سرگردانتر از پرگار هست
  • کو چنان چشمي که بتوان جمال يار ديد؟
    من گرفتم در قيامت رخصت ديدار هست
  • مي برد اسلام غيرت بر رواج اهل کفر
    در دل تسبيح چندين عقده از زنار هست
  • عقل معذورست مي کوشد اگر در نفي عشق
    از رخ زيبا نصيب کور مادرزاد چيست؟
  • در تماشا، ديده قربانيان گستاخ نيست
    پيش ما حيرانيان چندين حجاب از بهر چيست؟
  • در دل گل ناله بلبل ندارد گر اثر
    اشک شبنم، گريه تلخ گلاب از بهر چيست؟
  • کشته تيغ شهادت در دو عالم زنده است
    محو آب زندگي، مردن نمي داند که چيست
  • دست گستاخي نباشد عشق را در آستين
    عندليب مست، گل چيدن نمي داند که چيست
  • بر در دارالامان نيستي استاده اي
    شمع من، از بيم جان اين گريه طفلانه چيست؟
  • نيست در شان عسل حسن گلوسوز اين قدر
    چاشني بخش لب شکرفشان پيداست کيست
  • عارض او در نقاب از ديده گستاخ کيست؟
    زير ابر اين آفتاب از ديده گستاخ کيست؟
  • شرم بلبل خار در چشم هوسناکان زده است
    تلخي اشک گلاب از ديده گستاخ کيست؟
  • چشم شبنم حلقه بيرون در گرديده است
    نرگس او نيمخواب از ديده گستاخ کيست؟
  • نقطه خاک از که چون ناقوس مي نالد مدام؟
    آسمان از کهکشان در حلقه زنار کيست
  • ديده باني هست لازم کاروان خفته را
    عالمي در خواب ناز از ديده بيدار کيست؟
  • در خم ابروي پر کار که دارد ماه نو؟
    آفتاب شوخ چشم آيينه دار روي کيست؟
  • آفتاب و ماه را در خلوت دل نيست راه
    يارب اين آيينه گستاخ همزانوي کيست؟
  • چون جمال لايزالي در نقاب عصمت است
    عالم صورت نگارستان ز عکس روي کيست؟
  • برنيامد جرأت منصور با دار فنا
    اين کمان سخت يارب در خور بازوي کيست؟
  • نيست چشمي کز فروغ روي او پر آب نيست
    بخل در سرچشمه خورشيد عالمتاب نيست
  • لعل سيرابش مگر بر تشنگان رحمي کند
    ورنه در چاه زنخدان آنقدرها آب نيست
  • تنگ چشمي عام باشد در جهان آب و گل
    بحر هم بي کاسه دريوزه گرداب نيست
  • از دل بيتاب در يک جا نمي گيرم قرار
    اضطراب گوهر غلطان کم از سيماب نيست
  • تشنه خورشيد را غافل نسازد رنگ و بو
    شبنم بيتاب را در دامن گل خواب نيست
  • در حقيقت پرتو منت کم از سيلاب نيست
    کلبه تاريک ما را حاجت مهتاب نيست