نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
از سياهي لشکر شاهان نمي دارد گزير
ورنه چشم آهوان کي
در
شمار چشم توست؟
چون بود
در
لغزش مستانه ما را اختيار؟
سير ما از گردش بي اختيار چشم توست
کوه را پاي ادب
در
دامن تمکين ازوست
پله ناز بتان سنگدل سنگين ازوست
ساعد او بارها
در
معرض عرض صفا
رعشه غيرت بر اندام بلور انداخته است
در
حريم عشق، خواهش نااميدي بردهد
زان تجلي پرتو خود را به طور انداخته است
از سبکروحان اثر
در
خاکدان دهر نيست
کاروان شبنم از ريگ روان برخاسته است
سبزه خوابيده باشد با قد رعناي او
سرو اگر
در
پيش قمري مصرع برجسته است
از فشار قبر گردد استخوانش توتيا
هر که صائب خويش را
در
زندگي نشکسته است
پرده عصمت بود زندان حسن شوخ چشم
شمع
در
فانوس چون پروانه پر بسته است
نيست صائب
در
پر پرواز کوتاهي مرا
دور باش باغبان مرغ مرا پر بسته است
ذوق تسخيرش نمک
در
چشم ريزد دام را
دامن صحراي عبرت خوش شکاري داشته است
پايه بي اعتباري اين زمان گشته است پست
ورنه
در
ايام پيشين اعتباري داشته است
يافتم از بيخودي ره
در
حريم وصل يار
خواب سنگين دولت بيدار هم مي داشته است؟
از دهان تنگ او
در
تنگناي حيرتم
باغ جنت غنچه دلتنگ هم مي داشته است؟
گر زند با چشم شوخش لاف همچشمي غزال
مي توان بخشيد، مسکين
در
بيابان گشته است!
گوي زرين سعادت
در
خم چوگان اوست
قامت هر کس ز بار درد چوگان گشته است
لعل نسبت با لب ياقوت او بيجاده است
صبح با آن چهره خندان
در
نگشاده است
اختر بي طالع ما
در
بساط آسمان
خال موزوني است بر رخسار زشت افتاده است
گل ز مستي بوسه بر منقار بلبل مي زند
سرو
در
آغوش طوق قمريان افتاده است
از غريبان است
در
چشمش نگاه آشنا
بس که چشم ظالمش ناآشنا افتاده است
عيب از آيينه بي زنگ برگردد به نقش
عيبجو بيهوده
در
دنبال ما افتاده است
نيست خالي دل ز آه سرد
در
دلهاي شب
کلبه ويران ما خوش ماهتاب افتاده است
گوهر شهوار گرديده است
در
مهد صدف
قطره ما گر چه از چشم سحاب افتاده است
برنمي آرد نفس نشمرده صائب از جگر
هر که
در
انديشه روز حساب افتاده است
جلوه فانوس دارد پرده چشم حباب
عکس رخسار تو تا
در
جويبار افتاده است
صفحه قبل
1
...
2830
2831
2832
2833
2834
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن