نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
عرض مطلب پيش خوي آتشين گلرخان
عودهاي خام را
در
کار مجمر کردن است
نيک بختان نيستند ايمن ز چشم شور چرخ
شوربختي ها نمک
در
چشم اختر کردن است
جوهر چين جبهه وا کرده را
در
کار نيست
صفحه آيينه مستغني ز مسطر کردن است
گلرخان را جلوه
در
آيينه کردن بي حجاب
شمع روشن بر سر خاک سکندر کردن است
گفتگوي عشق صائب پيش اين بي حاصلان
در
زمين شور تخم خويش باطل کردن است
باده روشن کشيدن
در
کنار لاله زار
شمع روشن بر سر خاک شهيدان کردن است
تندخويي با خلايق، مهر را کين کردن است
آفرين را
در
دهان خلق نفرين کردن است
از صراط المستقيم شرع پوشيدن نظر
با دو چشم بسته تنها
در
بيابان ماندن است
بر گرانخوابان دولت عرض کردن حال خويش
نامه را
در
رخنه ديوار نسيان ماندن است
نيست
در
سنگين دلان صائب نصيحت را اثر
تيغ بر خارا زدن بازوي خود رنجاندن است
عاشق شوريده را ترساندن از زخم زبان
خار و خس سيلاب را
در
رهگذار افشاندن است
جانفشاني کردن عشاق
در
دوران خط
بر سر پروانه شاهان نثار افشاندن است
سرفرازي چشم بد بسيار دارد
در
کمين
تا بود روشن، مدار شمع بر لرزيدن است
عرض دادن جنس خود بر مردم بالغ نظر
در
ترازوي قيامت خويش را سنجيدن است
صرف کردن زندگي
در
خدمت آزادگان
زير پاي سرو چون آب روان غلطيدن است
از گداز شمع روشن شد که
در
بزم وجود
روزي روشندلان انگشت خود خاييدن است
نيست چون آيينه نور عاريت
در
خانه ام
از صفاي سينه من خانه من روشن است
جلوه فانوس دارد
در
نظر پروانه را
بس که از سوز درون کاشانه من روشن است
سختي ايام نتواند مرا افسرده ساخت
چون شرر
در
سنگ خارا دانه من روشن است
آتشي کز شوق او صائب مرا
در
زير پاست
خار صحراي ملامت فرش سنجاب من است
شبچراغ اهل معني چشم بيدار من است
همچو اختر
در
دل شب، روز بازار من است
با جنون شهري من برنمي آيد کسي
در
بيابان اين چنين سرگشته مجنون از من است
چون صدف، آبي که دارد گوهر من
در
گره
همچو سيل نوبهاران خانه پرداز من است
دشمن آتش زبان را
در
جگرگاه غرور
تيغ ها خوابيده از لبهاي خاموش من است
لاف تردستي ز روشن گوهران زيبنده نيست
ورنه از گرداب، دريا حلقه
در
گوش من است
صفحه قبل
1
...
2828
2829
2830
2831
2832
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن