167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان صائب

  • سهل باشد ريختن در شوره زار آب حيات
    زندگاني صرف خورد و خواب کردن مشکل است
  • بيستون پهلو تهي از تيشه فرهاد کرد
    پنجه در سر پنجه فولاد کردن مشکل است
  • دل سيه ناگشته در احياي او تعجيل کن
    ورنه خون مرده را ايجاد کردن مشکل است
  • بي خموشي نيست ممکن دل زبان آور شود
    شمع روشن در گذار باد کردن مشکل است
  • اي ستمگر دست از اصلاح خط کوتاه کن
    خامه داخل در خط استاد کردن مشکل است
  • اختياري نيست فرياد من از وضع جهان
    سيل را خاموش در کهسار کردن مشکل است
  • هست در آميزش تردامنان مرگ شرار
    پيش خامان سوز خود اظهار کردن مشکل است
  • داستان شوق را تحرير کردن مشکل است
    بحر را از موج در زنجير کردن مشکل است
  • نيست جز تسليم صائب هيچ درمان عشق را
    پنجه در سر پنجه تقدير کردن مشکل است
  • شد ز انگشت اشارت ماه نو پا در رکاب
    سينه را آماجگاه تير کردن مشکل است
  • کيست زان مژگان گيرا دل تواند پس گرفت؟
    پنجه در سر پنجه تقدير کردن مشکل است
  • قامت خم مانع عمر سبکرفتار نيست
    آب را از موج در زنجير کردن مشکل است
  • نيست آسان توبه کردن از شراب لاله رنگ
    در جواني خويشتن را پير کردن مشکل است
  • حسن در هر جلوه سر از روزني برمي کند
    پرتو خورشيد را تسخير کردن مشکل است
  • مي توانم بلبلان را حلقه ها در گوش کرد
    بي زبانان ترا خاموش کردن مشکل است
  • مي توان با رشته آسان گوهر شهوار سفت
    در دل سخت نکويان راه کردن مشکل است
  • لامکان بر وحشيان عشق تنگي مي کند
    در فضاي آسمان از خود رميدن مشکل است
  • هر که در قيد خودآرايي گره گرديد، ماند
    آب را از پنجه گوهر چکيدن مشکل است
  • در گلستاني که بوي گل گراني مي کند
    با قفس بر عندليب ما پريدن مشکل است
  • تا گمان نيش خاري هست در دشت وجود
    همچو خون مرده يک جا آرميدن مشکل است
  • سايه بال هما در قبضه تسخير نيست
    دامن دولت به سوي خود کشيدن مشکل است
  • مي توان راز دهان يار را تفسير کرد
    در نزاکت هاي فکر ما رسيدن مشکل است
  • گر چه چون دامان يوسف دامن گلهاست پاک
    چاک در پيراهن گلزار ديدن مشکل است
  • گر چه صائب پاکداماني نگهبان گل است
    عندليب مست در گلزار ديدن مشکل است
  • دست افسوسي است هر برگي در ايام خزان
    بوستان را پر کف افسوس ديدن مشکل است