167906 مورد در 0.11 ثانیه یافت شد.

ديوان صائب

  • شد توتيا و آب ز چشمي روان نکرد
    در سنگلاخ دهر دل شيشه بار ما
  • کثرت حجاب ديده حق بين ما شده است
    در گرد لشکرست نهان شهسوار ما
  • در تنگناي کوزه چه لازم بسر بريم؟
    دريا به خاک مي تپد از انتظار ما
  • در ملک بي زوال رضا انقلاب نيست
    صائب يکي است فصل خزان و بهار ما
  • در هيچ ذره اي به حقارت نديده ايم
    هر ناقصي تمام عيارست پيش ما
  • پوشيده است در گره بستگي، گشاد
    لب بستن از سؤال، سؤال است پيش ما
  • در پرده غبار خط (آن) لعل آبدار
    صد پرده به ز آب زلال است پيش ما
  • در جستجو چو موج سرابيم بي قرار
    آسودگي خيال محال است پيش ما
  • چون خون مرده در گل سرخش نشاط نيست
    گويا که ريخت ماتميي رنگ باغ ما
  • انجام خود در آينه شيشه ديده است
    پيوند تاک مي برد انگور باغ ما
  • در سير و دور مي گذرد ماه و سال ما
    چون گردباد ريشه ندارد نهال ما
  • در حفظ آبرو ز حبابيم تشنه تر
    از آب خضر خشک برآيد سفال ما
  • سر جوش عمر را گذرانديم در گناه
    شد صرف شوره زار سراسر زلال ما
  • از قرب مردمان ز حق افتاده ايم دور
    در انقطاع خلق بود اتصال ما
  • صائب هزار حيف که در مزرع جهان
    شد صرف شوره زار معاصي، زلال ما
  • مانند چوب بيد، شود در نبات گم
    چوب قفس ز طوطي شيرين کلام ما
  • چون آفتاب از نفس گرم عمرهاست
    صائب دويده است در آفاق نام ما
  • خواهيم غوطه در دل خاک سياه زد
    اين کوه آهنين که به پا بسته ايم ما
  • در گلشن بهشت برين وا نمي کنيم
    چشمي کز انتظار لقا بسته ايم ما
  • حسن مجاز را به حقيقت گزيده ايم
    در کعبه دل به قبله نما داده ايم ما
  • خون در دل هوا و هوس کرده ايم ما
    منع سگان هرزه مرس کرده ايم ما
  • جا داده ايم در دل خود مور حرص را
    سيمرغ را شکار مگس کرده ايم ما
  • دزديده ايم در دل صد چاک آه را
    مرغ بهشت را به قفس کرده ايم ما
  • دوران عمر ما نبود پاي در رکاب
    دايم چو نام اهل کرم زنده ايم ما
  • در چشم ناقصان جهان گر چه نارسيم
    چون باده، جوش سينه ميخانه ايم ما