167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان صائب

  • جمعي که پشت بر خودي خود نکرده اند
    در کعبه مي کنند زيارت کنشت را
  • مي فارغ از جهان مکرر کند ترا
    در هر پياله عالم ديگر کند ترا
  • تن در مده که مي کندت عاقبت هلال
    احسان مهر اگر مه انور کند ترا
  • سرگشته چند فکر پريشان کند ترا؟
    در خانه گردبد بيابان کند ترا
  • ديوار در ميان تو و بحر مي کشد
    چون قطره هر که گوهر غلطان کند ترا
  • در ملک حسن مي کندت مالک الرقاب
    گر عشق همچو زلف پريشان کند ترا
  • چشم تو در خمار، جهاني کباب ساخت
    خونش به گردن است که مستان کند ترا
  • (دل) در بقا مبند که معمار صنع کرد
    از پا به لاي نفي بنا، پيکر ترا
  • پروانه کامياب ز ترک حجاب شد
    در عشق بي حجاب نباشد کسي چرا؟
  • چون خانه خراب بود پرده دار گنج
    در پاي خم خراب نباشد کسي چرا؟
  • اکنون که موج فتنه جهان را گرفته است
    در کشتي شراب نباشد کسي چرا؟
  • گلميخ آستانه عشق است آفتاب
    صائب در آن جناب نباشد کسي چرا؟
  • در جوش گل شراب ننوشد کسي چرا؟
    با رحمت خداي نجوشد کسي چرا؟
  • در موسم بهار، مي لاله رنگ را
    چون لاله کاسه کاسه ننوشد کسي چرا؟
  • اين شيشه ها چو ابر تنک بي طراوتند
    در پاي خم شراب ننوشد کسي چرا؟
  • ياقوت يافت در جگر سنگ آب و رنگ
    ديگر براي رزق بکوشد کسي چرا؟
  • تلخي کشان عشق نگيرند جام زهر
    در محفلي که راه بود نوش باد را
  • زنهار در درستي خط سعي کن که هست
    خط شکسته، خواب پريشان سواد را
  • پهلو ز زن بدزد که اين رخنه فساد
    در خون گرم غوطه دهد جاي مرد را
  • بار شريعت است که چنبر کند چو چرخ
    در يک دو هفته قامت رعناي مرد را
  • در عشق زن مپيچ که معجر کند به فرق
    اين کار زشت، همت والاي مرد را
  • بادام تلخ نيست سزاوار قند را
    در کار غير چند کني نوشخند را؟
  • گر پسته را به قند نهفتند ديگران
    در پسته کرد خط تو پوشيده قند را
  • بيدار خون مرده به نشتر نمي شود
    تأثير نيست در دل بي درد پند را
  • کام محيط را نکند تلخ، آب شور
    تأثير نيست در دل عشاق پند را