نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
ستم مکن به ضعيفان که شد تبسم برق
بدل به ناله جانسوز
در
نيستان ها
در
آن حريم که روي تو بي نقاب شود
به داغ شمع سياهي شود شبستان ها
شکوفه شور فکنده است
در
گلستان ها
شده است خوان زمين گم درين نمکدان ها
سواد خاک چنان از شکوفه روشن شد
که سير ماه توان کرد
در
شبستان ها
ز زهد خشک اگر
در
جهان غباري بود
ز لوح خاطر ايام شست بارانها
چگونه دل نبرد از سخنوران صائب؟
که هست
در
ني کلک تو شکرستان ها
به وصل او نرسيدم ز مفلسي صائب
سياه
در
دو جهان روي تنگدستي ها!
آن را که نيست وسعت مشرب درين سرا
در
زندگي به تنگي قبرست مبتلا
کوه غمي که
در
دل من پا فشرده است
صائب شود ز سايه او نيلگون، سما
در
قيد تن ز خامي خود مانده است دل
بي پختگي ز شاخ نگردد ثمر جدا
در
پرده حجاب بود از وصال شمع
پروانه تا نمي شود از بال و پر جدا
حيرت مباد پرده بينايي کسي!
کز يوسفيم
در
ته يک پيرهن جدا
چون پرده هاي ديده يعقوب شد سفيد
تا شد صدف ز صحبت
در
ثمين جدا
صائب
در
آفتاب جهانتاب محو شد
هر شبنمي که شد ز گل و ياسمين جدا
تن ده به بخت شور که خوابانده است چرخ
از صبح
در
نمک جگر آفتاب را
در
بزم قرب، پاس نفس داشتن بلاست
زان دور عمر زود سرآيد حباب را
روي تو غنچه ساخت گل آفتاب را
در
هم شکست کوکبه ماهتاب را
دوري مکن ز صحبت نيکان که مي کند
گوهر عزيز
در
نظر خلق آب را
معني شود ز نازکي لفظ، دلپذير
در
شيشه است جلوه ديگر شراب را
هر کس نکرده
در
گرو مي کتاب را
نگرفته است از گل کاغذ گلاب را
دست از هوا بشوي که ترک هواي پوچ
در
يک نفس رساند به دريا حباب را
در
ششدرست مهره اسير جهات را
درهم نورد سلسله ممکنات را
چون موجه سراب به يک جا قرار نيست
در
جلوه گاه حسن تو پاي ثبات را
صائب خموش باش که
در
مجلس شراب
داروي بيهشي است سخن مي پرست را
در
شستشوي نامه اعمال عاجزم
شستم به گريه گر چه خط سرنوشت را
صفحه قبل
1
...
2792
2793
2794
2795
2796
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن