نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.13 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
حلقه هر
در
باغي نشود ديده ما
باغ دربسته بود ديده پوشيده ما
در
دل قانع ما نيست تزلزل را راه
لنگر بحر بود گوهر سنجيده ما
درد خود گر به مسيحاي زمان عرض کنيم
مي زند بر
در
بيچارگي از چاره ما
تا چه گل ريشه دوانيده
در
انديشه ما؟
که رگ ابر بهارست رگ و ريشه ما
از دعاي قدح آيد به سلامت بيرون
غوطه گر
در
جگر سنگ زند شيشه ما
قبضه خاک کجا دامن ما را گيرد؟
گردباديم که
در
رقص بود ريشه ما
(لاله ما به جگر داغ پلنگان دارد
پنجه
در
پنجه شيران فکند ريشه ما)
آب حيوان زند آب
در
ميخانه ما
مي گزد خضر لب از حسرت پيمانه ما
در
دل ما نبود منزلتي دنيا را
گنج افتاده ز طاق دل ويرانه ما
سيل را گنج شمارد دل ويرانه ما
برق را تنگ
در
آغوش کشد دانه ما
دو جهان
در
نظر ما دو صف مژگان است
نور حل کرده بود باده ميخانه ما
شکوه
در
مشرب ما سوخته جانان کفرست
شمع داغ است ز خاموشي پروانه ما
زير شمشير حوادث مژه بر هم نزنيم
بر رخ سيل گشاده است
در
خانه ما
روزگاري است که
در
دير مغان مي ريزد
آب بر دست سبو، گريه مستانه ما
روي
در
دامن صحراي جنون آورده است
کعبه از حسن خداداد صنمخانه ما
نيست
در
عالم انصاف عزيزي صائب
آشنايي که شود معني بيگانه ما
گر چه
در
نافه ما جز جگر سوخته نيست
جگر نافه بود داغ ز پشمينه ما
دل ما را بشکن گوهر اگر مي خواهي
که شکست است کليد
در
گنجينه ما
کار فانوس کند
در
دل شبها صائب
خانه ما ز صفاي دل بي کينه ما
خون اگر
در
جگر نافه آهو شد مشک
مشک خون مي شود از خرقه پشمينه ما
در
پريخانه ما جغد هما مي گردد
صبح شنبه خجل است از شب آدينه ما
در
بيابان طلب، نقش پي گرمروان
صدف گوهر سيماب شد از گريه ما
پيش روشن گهران ديدن همچشم بلاست
شمع
در
گوشه محراب شد از گريه ما
چون زر قلب نداريم به خود اميدي
در
شب تار جهان تا که خورد بازي ما؟
ظاهر و باطن ما آينه يکدگرند
خاک
در
چشم حريفي که دهد بازي ما
صفحه قبل
1
...
2786
2787
2788
2789
2790
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن