167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان صائب

  • چون سياوش سالم از درياي آتش بگذرد
    مرکب ني گر بود در زير ران ديوانه را
  • مي توان در سينه روشن ضميران روي ديد
    آب مي سازد فروغ اين گهر گنجينه را
  • در غم فردا سرآمد شادي امروز ما
    ياد شنبه تلخ بر طفلان کند آدينه را
  • هيچ سيل خانه پردازي چو گرد کينه نيست
    در درون خانه باشد خصم، صاحب کينه را
  • از نمد، آيينه صائب در حصار آهن است
    صوفيان دانند قدر خرقه پشمينه را
  • نسبت يکرنگي طوطي است باغ دلگشا
    نيست از زنگار در خاطر غبار آيينه را
  • آن که چشمم مي پرد در آرزوي ديدنش
    چشم نامحرم شمارد از حيا آيينه را
  • فکر آب و نان نگردد در دل حيران عشق
    نعمت ديدار مي باشد غذا آيينه را
  • حسن روزافزون او در هر تماشا کردني
    نشأه حيرت دو بالا مي کند آيينه را
  • اشتياق گردسر گرديدنت، بي اختيار
    در کف مشاطه شهپر مي کند آيينه را
  • نعمت ديدار يوسف را نيارد در نظر
    گر چنين رويش توانگر مي کند آيينه را
  • کيست تا آرايد او را، کز حجاب عارضش
    در بغل مشاطه پنهان مي کند آيينه را
  • عشق بي تاب است، ورنه طوطي گستاخ ما
    همچو موم سبز دارد در کنار آيينه را
  • ديده روشن ضميران جلوه گاه عبرت است
    هيچ نقشي نيست در دل پايدار آيينه را
  • اهل صورت از نزاکت هاي معني غافلند
    ره مده در خلوت خود زينهار آيينه را
  • شوق ديدار تو مي بخشد نظر آيينه را
    مي دهد در بيضه فولاد پر آيينه را
  • جوهر آسوده را شوق تماشاي رخت
    خارخار عشق سازد در جگر آيينه را
  • کوته انديشند صائب مردم خودبين دهر
    ورنه صد تيغ است در زير سپر آيينه را
  • در نظرها مي کند شيرين تر از تنگ شکر
    کلک صائب از حديث شکرين آيينه را
  • با کمال بي قراري دلنشين افتاده ايم
    در کف آيينه لنگر مي کند سيماب ما
  • استخوان در پيکر ما توتيا خواهد شدن
    گر چنين گردد گران صائب ز غفلت خواب ما
  • غير تسليم و رضا در وحشت آباد جهان
    کيست ديگر تا کند مکروه را مرغوب ما؟
  • دامن صحرا ز اشک آهوان شد لاله زار
    روي در حي کرد تا مجنون صحراگرد ما
  • صائب از بالين ما دشمن چسان خوشدل رود؟
    سنگ را در گريه آرد ناله بيمار ما
  • در حوادث طاقت ما را شکيب ديگرست
    مي کند پهلو تهي سيلاب از ديوار ما