167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

تذکرة الاوليا عطار

  • ... ، اگر بعد از آن در مجمع ايشان تو را زحمت دهند و فروماني مرا ياد ...
  • ... «اي شيخ کجايي؟». در حال گربه يي در ميان دويد و آن آلت خمر بشکست ...
  • گفت: «در اين روزي چند در دنيا اگر تو را برهنگي و گرسنگي و ذل و ...
  • ... و گفت: «جهد کن در دنيا تا از غفلت بيدار شوي که در آخرت پشيماني ...
  • ... که يک روز زناري در ميان بسته بود و در آتشگاه گبران طواف مي کرد؛ ...
  • ... کنده است ». اتفاقا در همان شب شيخ ابوالقاسم در بقيع گوري فرو ...
  • ... فرو برده بود، شبي در خواب ديد که جنازه ها در هوا مي بردند و مي ...
  • ... وفات کرد او را در آن گور که شيخ ابوعثمان مغربي کنده بود در آنجا ...
  • من در اين گفتار بودم که تو اين درم به من دادي، چون وجه حلال ...
  • ... گفتن مستغني شدند و در اين کلمه مستغرق گشتند. و اين سخن مرا صيد ...
  • گفت: در آي و هم نشين اين کلمه باش، که اين کلمه با تو کارها دارد. ...
  • ... را گفت: «ابوسعيد در ميان آسمان و زمين مي آيد». پير گفت: «تو آن ...
  • ... «خواهيم ». شيخ در رفت و گرم شد، چيزي بخورد و بياسود، پشت به ...
  • ... وفات کرده بود، در قبضي تمام مي رفتم، در راه پيري ديدم که کشت مي ...
  • ... خويش پيش داشت تا در پوشيد و جامه ابوالعباس نمازي کرد و هم در شب ...
  • ... اصحاب جامه شيخ در بر ابوسعيد ديدند و جامه ابوسعيد در بر شيخ، ...
  • ... گفت: «کوهي بود و در زير آن کوه غاري بود که هر که در آن نگريستي ...
  • ... بار آواز داد. هم در دلم افتاد باز پشيمان شدم. همچنين سوم بار، ...
  • ... کردم و هيچ انکاري در دلم نماند. هر مال که داشتم همه در راه شيخ ...
  • ... کس مگو، که هر چه در ويراني بينند در آباداني نگويند. چون اين سخن ...
  • نقل است که در نشابور امامي بود او را ابوالحسن توني گفتندي و شيخ ...
  • ... طبقي که بره حرام در آنجا بود از ايشان به زور گرفتند و بخوردند. ...
  • ... صحرا بيرون شد. در آن صحرا گرگ مردم خوار بود. ناگاه گرگ آهنگ شيخ ...
  • ... اگر يک قدم به صدق در راه طلب کني در هرچه نگري او را بيني ». ...
  • مظهر العجايب عطار

  • اين زمان معني کل در ما ببين
    حکايت در تمثيل حال نادانان که به خود گمان دانائي برند ، و از حقيقت حال دانايان بي خبرند و طريقه دانايان از نادان
  • سفرنامه ناصر خسرو

  • ... سرمايي عظيم بود و در صحرايي، در پيش شهر، مقداري راه چوبي به ...
  • ... ثلاثين و اربعمائه در بيت المقدس شديم يك سال شمسي بود كه از خانه ...
  • و در زير صخره غاري است بزرگ چنان كه هميشه شمع در آنجا افروخته ...
  • کليله و دمنه

  • ... گيرد، و دوست دشمن در ربقه طاعت و خدمت جمع شوند و نه در ضمير ...
  • ... شايع تر است که در شرح آن باشياعي حاجت افتد. ...
  • ... ، و پنجم مبالغت در کتمان اسرار خويش و ازان ديگران، ...
  • از کرم و مروت تو همين سزيد و اميد من در صحبت و دوستي تو همين بود
  • ... براهنه هند است در انواع مواعظ و ابواب حکم و امثال ، ...
  • ... قرائت است که اگر در خواندن فروماند بتفهم معني کي تواند رسيد ؟ ...
  • ... تجارب معلوم گشت اول در تهذيب اخلاق خويش بايد کوشيد آنگاه ديگران ...
  • ... مردي را بصد دينار در روزي مزدور گرفت براي سفته کردن آن ...
  • ... آغاز کرد بازرگان در آن نشاط مشغول شد و سفط جواهر گشاده بگذاشت ...
  • در اين ميان بهتر بنگريست ، هردو پاي بر سر چهار مار بود که که از ...
  • ... بلب برد ، از نوعي در حلاوت آن مشغول گشت که از کار خود غافل ماند ...
  • ... صورتها پردازد که در نظر انگيخته نمايد و مسطح باشد ، و مسطح ...
  • مرکب زيان در جولان کشيد و گفت :بدانستم که هرکجا جثه ضخيمتر و ...
  • و يا دشمني در منزلت بر وي سبقت جسته و بدان رسيده ، يا از روي دين ...
  • در اين ميان حجام از خواب درامد و آواز داد ودست افزار خواست و ...
  • حجام در تاريکي شب از خشم بينداخت زن خويشتن از پاي درافکند و ...
  • ... منزلتي نو نمي جويم و در طلب زيادتي قدم نمي گزارم که بحرص و گرم ...
  • ... ماهي خوار نکني که در هلاک پنج پايک سعي پيوست ، جان عزيز بباد ...
  • در کار ما چه صواب بيني ؟ ماهي خوار گفت :با صياد مقاومت صورت ...
  • ... شادمانگي سوار گشتند و در مرغزار امن و راحت جولاني نمودند و اين ...
  • ... نوميد نگردد ، و در دفع مکايد دشمن تاخير صواب نبيند ...
  • ... را مقرر شود که در کار شنزبه تعجيل واجب است ...