نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
تذکرة الاوليا عطار
و
در
ابتدا مال دار و ربا ستاننده بود
در
بصره. و هر روز به تقاضاي ...
... يافتي؟». گفت: «
در
آن ساعت که مرا بردار مي کردند، حبيب عجمي ...
... ، امردي را ديدم
در
راه.
در
او نظرکردم. ...
کسي که اگر
در
مجلس حسن (بصري) حاضر نبودي، مجلس نگفتي، لاجرم ذکر ...
در
توحيد، وجود من و تو که ماند؟ تا به مرد و زن چه رسد! چنان که ...
نقل است که شبي
در
صومعه نماز مي کرد. خواب شد. از غايت شوق و ...
... خود نگه دار تا
در
اندرون تو دريايي شود، چنان که اگر
در
آن دريا ...
گفت: «
در
اين سي سال بيشتر تندرست بودي يا بيمار؟». گفت: «تندرست » ...
ز
در
دجله انداخت. و گفت: «از گليم ناخريده تفرقت باديد آمد که: ...
... سفيان گفت: «من
در
کار تو سخن نمي توانم گفت. تو
در
کار من سخن ...
... شنيدند. خواجه يي
در
ميان کاروان، نقدي که داشت برگرفت و گفت: «
در
...
نقل است که
در
ابتدا به زني عاشق شده بود. هر چه از راهزني بدست ...
سلطان چون
در
سيماي او نظر کرد، او را به اعزاز به خانه فرستاد. ...
نقل است که
در
شبانه عرفات از او پرسيدند که «حال اين خلايق چون مي ...
... بود. و زهد بنده
در
دنيا به قدر رغبت بنده بود
در
آخرت ». ...
... «جمله بدي ها را
در
خانه يي جمع کردند و کليد آن دنيا دوستي کردند. ...
... خداي - عز وجل - را
در
هرچه کند متهم دارد، و نه شکايت کند» - ...
و
در
آخر عمر مي گفت: «از پيغامبران رشک نيست، که ايشان هم لحد و ...
... چون سرآسيمه يي
در
صحرا مي گشت. چنان که نمي دانست که چه مي کند. ...
... اللهم احفظه. معلق
در
هوا بايستاد. وي را بگرفتند و برکشيدند، و ...
... است که زمستان شبي
در
آن غار بود، و شبي بود سرد. و او يخ شکسته ...
در
حال خضر را بديد. گفت: «اي ابراهيم! آن برادر من بود، الياس که ...
... آمدند. او خويشتن را
در
پيش قافله انداخت تا کسي او را نشناسد. ...
... که بيشتر خاطر او
در
تفکر بود و درعبرت، و بيشتر سخن او ثنا بود و ...
و گفت: «
در
اين طريق هيچ چيز بر من سخت تر از مفارقت کتاب نبود. که ...
... داشتم. گزنده بسيار
در
وي افتاده بود و مرا مي خوردند، ناگاه از ...
... «يا ابراهيم! آنچه
در
جيب داري بينداز، تا آنچه
در
غيب است بيرون ...
دست
در
کردم، چهار دانگ نقره بود که فراموش کرده بودم و
در
آنجا ...
... (يکي بيامد و گفت: «
در
گذاشتن ملک بلخ چه يافتي؟») سوزنش
در
دجله ...
... مي آمد خرگوري را
در
بينش گرفته مي آورد. بگرفتند و بکشتند و کباب ...
... نيست. بعضي گويند:
در
بغداد است و بعضي گويند:
در
شام است. ...
... بلال خواص گفت:
در
تيه بني اسرائيل مي رفتم. يکي با من افتاد.
در
...
نقل است که
در
مرض موت بود که يکي درآمد و از دست تنگي روزگار ...
... چيست؟». گفت: «دوش
در
سجده چشم من
در
خواب شد. خداي را - جل جلاله ...
شيخ آن را
در
دست ماليد و باد
در
او دميد. سه پاره ياقوت شد که ...
... نيست که با قويي
در
پيوندد». او درآمد و گفت: «اين چه سخن است؟». ...
... روز دگر پشمينه
در
پوشيد و بيامد و
در
کار آمد، تا از جمله ...
در
حال آن تخت
در
حرکت آمد و گرد خانه بگرديد و باز جاي خود آمد. ...
و اگر به رحمت
در
تو نظر نمي کند، به عنف
در
تو نگرد. درويش برفت و ...
و گفت: «صحت تن
در
اندک خوردن است، (و) صحت روح
در
اندکي گناه ». ...
... «بدان که: خوف آتش
در
جنب خوف فراق به منزلت يک قطره آب است که
در
...
... گفت: آن يک نيمه
در
فراز کن! من وقت سحر مي پيمودم تا نيمه راست ...
... خريده بود. (اندکي)
در
خرقه بست و به بسطام آورد. چون باز گشاد، ...
... ماند، و اگر زبان
در
حرکت مي آمد، دل از کار مي شد. همه شب
در
اين ...
... رفت با اصحاب خود.
در
تنگنايي سگي مي آمد. شيخ بازگشت و راه به سگ ...
... بيرون باشيد تا ما
در
رويم و او را زيارت کنيم. هر هزار
در
رفتند ...
... گه که اهل دوزخ
در
دوزخ قرار گيرند و اهل بهشت
در
بهشت، و قيامت ...
... ». شيخ آن انکار
در
وي بديد. گفت: «به فلان کوه غاري است و
در
آنجا ...
... من غالب آيد که
در
آن حالت با خود نباشم. مرا غيبت کند و
در
لعنت ...
يعني چنان
در
حق گم شده بودم که هيچ نمي دانستم. اگر مي ديدم، حق ...
صفحه قبل
1
...
2760
2761
2762
2763
2764
...
3359
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن