167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

کليله و دمنه

  • ... مقرون باشد آن را در چشم و دل وي آراسته گردانم و در تقرير فوايد ...
  • ... مي گفتم و ننمود در طبع او زيادت طمع تواضعي و تعظيمي ، و در ضمير ...
  • در طلب او روي بشهر نهاده بود ، در راه برد و نخجير گذشت که جنگ مي ...
  • ... رسيد ، او را بر در خانه ديد و پيش ازان بدگماني داشته بود بخشم ...
  • و زن حجام بيني در دست بخانه آمد ، در کار خويش حيران و وجه حيلت ...
  • لکن در اين نزديکي آب گيري مي دانم که آبش بصفا پرده درتر از گريه ...
  • ... آن مي نمايد که در اوج هوا پرواز کني و در بامها و صحراها چشم مي ...
  • آورده اند که در مرغزاري که نسيم آن بوي بهشت را معطر کرده بود و ...
  • ... شکست و ما پيوسته در بلا و تو در تگاپوي و طلب ...
  • ... بود و فروغ خشم در حرکات و سکنات وي پديد آمده ، چنانکه آب دهان ...
  • شير او را در برگرفت و بچاه فرونگريست ، خيال خود و ازان خرگوش ...
  • ... است ، و هراينه در استماع آن تمييز ملکانه در ميان خواهد بود ...
  • ... را از خدمتکاران در حرمت و جاه و تبع و مال در مقابله و موازنه ...
  • ... احوال وي غالب و عجز در افعال وي ظاهر بود حيران و سرگردان و ...
  • و علما گويند که در قعر دريا با بند غوطه خوردن و ، در مستي لب مار ...
  • ... را آزموده ام ، در حق من جز خير و خوبي نخواهد، لکن نزديکان او در ...
  • ... نمايد و نقض عهد را در دل او سبک گرداند ياران و دوستان را در ...
  • ... طلب منفعت خويش در مضرت ديگران و ، توقع دوستان مخلص بي وفاداري و ...
  • ... ببازارگاني مي رفتند در راه بدره اي زر يافتند ، گفتند :سود ...
  • ... عجب بردند زيرک در فرياد و نفير آمد و دست در گريبان غافل درمانده ...
  • ... برآمد ، دانست که در ميان آن کسي باشد - که بدالت خيانت منزلت ...
  • و تو اي دمنه در عجز راي و خبث ضمير و غلبه حرص و ضعف تدبير بدان ...
  • ... هنر نمي دانم که در اين کار مصيب بودم و در آنچه ازو رسانيدند حق ...
  • ... چگونه تواند بود؟ملک در مقام پيروزي و نصرت خرامان و دشمن در ...
  • ... بيان کند ، که شير در آن حادثه چون بعقل خود رجوع کرد و در دمنه ...
  • ... هراينه بمطابقت در خون من سعي خواهند کرد و بموافقت در من خروشند ...
  • ... جانستي ، و بدانمي که در سپري شدن آن ملک را فايده است و راي او ...
  • ... منزلت رسيد اگر در سخن با تو درشتي کنم باکي نباشد ، و من اين همه ...
  • ... را تعجيل فرمود در گزارد کار دمنه و روشن گردانيدن خيانت او در ...
  • ... چنانکه عادت اوست در بازخواستن مواهب و ربودن نفايس ، او را دست ...
  • شير گفت: در تقرير ابواب مناصحت محابا و مراقبت شرط نيست ، و سخن ...
  • ... گفتند.ميهمانان سر در پيش افگندند و ساعتي در يک ديگر نگريست. آخر ...
  • ... معذرتي کرد که: در شهر ما رسم نيست در خانه زن پريشان کار چيزي ...
  • آورده اند که در ناحيت کشمير متصيدي خوش و مرغزاري نزه بود که از ...
  • ... چون بديد که صياد در قفاي ايشان است ياران را گفت: اين ستيزه روي ...
  • ... دور است «گور کن در بحر و کشتي در بيابان داشتن » ...
  • ... بيرون آمد و بر در سوراخ بيستاد. زاغ گفت :چه مانع مي باشد از ...
  • ... يارانند که جوهر ايشان در مخالفت من چون جوهر توست ، و راي ايشان ...
  • ... کنجد را بخته کرد ، در آفتاب بنهاد و شوي را گفت: مرغان را مي ران ...
  • و در سوارخ من هزار دينار بود. ندانستم که کدام کس نهاده بود ، لکن ...
  • در جمله بترک من بگفتند و بدشمنان من پيوستند ، و روي بتقرير معايب ...
  • ... مبتلا شود و شادي در دل او بپژمرد ، و استيلاي غم خرد را بپوشاند ...
  • و در خرد چگونه درخورد در صدمت نخست اين خواري بخويشتن راه دادن و ...
  • ... ضرورت نباشد ،که در جنگ نفقه و موونت از نفس و جان باشد ، در ديگر ...
  • ... بآب رسيد حرکتي در آب پيدا آمد و پيل را چنان نمود که ماه همي ...
  • و هنر در نيکو فعلي است که بسخن نيکو آن مزيت نتوان يافت ، براي ...
  • ... بيهوده خويشتن را در وبال افگندم و حالي باري عيش بريشان منغص ...
  • ... و مرا بحل کن که در باب تو هر چيزي انديشيدم و از هر نوع بدگماني ...
  • و روزي در اثناي محاورت ملک او را پرسيد که: مدت دراز صبر چگونه ...
  • ... چيست که هر لحظت در ميدان فکرت مي تازي و در درياي حيرت غوطه مي ...