167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

کشکول شيخ بهايي

  • چشم همت برگشا و ره ببين
    پس قدم در ره نه و درگه ببين
  • چون نه ايني و نه آن اي بيفروغ
    پس مزن در عشق ما لاف دروغ
  • کار آسان نيست بر درگاه او
    خاک مي بايد شدن در راه او
  • صد هزاران خلق در زنار شد
    تاکه عيسي محرم اسرار شد
  • در کتاب کافي از امام صادق جعفر بن محمد(ع) نقل است که فرمود: پاسخ ...
  • عجب داري از سالکان طريق
    که باشند در بحر معني غريق
  • شب و روز در بحر سودا و سوز
    ندانند زآشفتگي شب ز روز
  • نه بر اوج ذاتش پرد مرغ وهم
    نه در ذيل وصفش رسد دست فهم
  • در اين ورطه کشتي فرو شد هزار
    که پيدا نشد تخته اي بر کنار
  • چه شب ها نشستم در اين سير گم
    که دهشت گرفت آستينم که قم
  • نديدم در اين موج درياي خون
    کز او کس ببردست کشتي برون
  • ... شادماني چيست؟ گفت: در ميهن خويش رفاه داشتن و با ياران همنشيني ...
  • نظامي که استاد اين فن وي است
    در اين بزمگه شمع روشن وي است
  • زر از سيم هر چند بهتر بود
    بسي کمتر از در و گوهر بود
  • در اين کارگاه فسون و فسوس
    ز مس ساختم پنج گنج فلوس
  • فاضل ميبدي در شرح ديوان از شيخ سهروردي نقل کرده است که پس از نقل ...
  • در مکتب عشق فضل و دانش رندي است
    دانشمندي مايه ي ناخورسندي است
  • چندين هزار گلشن شادي در اين جهان
    ما با غم تو دامن خاري گرفته ايم
  • تا بدرد نااميدي مانده ام دانسته ام
    قدر آن ذوقي که دل در انتظار يار داشت
  • نام او در نام ها مکتوم کرد
    محرمان را سر آن معلوم کرد
  • وقت سرما بودي او را پوستين
    اين کند در عشق، نام دوست، اين
  • چو پروانه آتش به خود در زنند
    نه چون کرم پيله به خود برتنند
  • به تسليم سر در گريبان برند
    چو طاقت نماند گريبان درند
  • در قيامت به ترازوي حساب
    چربد از مشربه هاي زر ناب
  • مردمي کن، همه را يک سو نه
    ورنه در فقر و فنا زن توبه