نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
کشکول شيخ بهايي
از شيرين و خسرو،
در
وصف شب و پناه بردن به خداوند از شدت بلايا:
شبي تاريک چون درياي پر قير
به دريا
در
فکنده چشمه ي شير
غنوده
در
عدم صبح شب افروز
به قير انباشته دروازه ي روز
به کنج صبح قفل افکنده افلاک
کليد گنج را گم کرده
در
خاک
جهان چون اژدهاي پيچ
در
پيچ
بجز دود سيه گردش دگر هيچ
چه شد، يارب، به گه خيزان شب را
که
در
تسبيح نگشادند لب را
مگر شد بسته مرغ صبح
در
دام
که بانگي بر نمي آرد به هنگام
چه خوش بادي است باد صبحگاهي
کز او
در
جنبش آيد مرغ و ماهي
در
آن دم هر دلي کافسرده باشد
اگر زنده نگردد، مرده باشد
دلي کو نور صبح راستين يافت
کليد کار خود
در
آستين يافت
همان
در
زن که ملک عالم آنجاست
وگر زان بيشتر خواهي هم آن جاست
که اي
در
هر دلي داننده ي راز
به بخشايش درت بربندگان باز
جز اين
در
دل ندارم آرزوئي
که يابم از وصال دوست بوئي
بدان بيدل که هستي نايدش ياد
بدان دل کوبود
در
نيستي شاد
که برداري غم از پيرامن من
نهي مقصود من
در
دامن من
مردانه
در
اين راه بپويم پس و پيش
باشد که رسم به آرزوي دل خويش
اي دست تو
در
جفا زلف تو دراز
وي بي سببي کشيده پا از من باز
وي دست زآستين برون کرده به عهد
امروز کشيده پاي
در
دامن ناز
که تا با خودي
در
خودت راه نيست
وزين نکته جز بيخود آگاه نيست
به تسليم سر
در
گريبان برند
چو طاقت نماند گريبان درند
جهان پر سماع است و مستي و شور
وليکن نبيند
در
آئينه کور
شتر را چو شور و طرب
در
سر است
اگر آدمي را نباشد، خر است
پنجم - از جهت عادات عرب
در
ضرب المثل ها و محامداتشان.
رهروان رفتند و تو درمانده اي
حلقه بر
در
زن که واپس مانده اي
در
غم دنيا گرفتار آمدي
خاک بر فرقت که مردار آمدي
صفحه قبل
1
...
2740
2741
2742
2743
2744
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن