نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
کشکول شيخ بهايي
دل به يک باره
در
خدا بستن
خاطر از فکر خلق بگسستن
بر
در
دل نشستن از پي پاس
تا به بيهوده نگذرد انفاس
وز فنون ادب چه نحو و چه صرف
و آنچه باشد
در
آن علوم شگرف
با مدعي مگوئيد اسرار عشق و مستي
تا بي خبر بميرد
در
رنج و خودپرستي
در
مذهب طريقت خامي نشان کفر است
آري طريق رندان چالاکي است و چستي
... از قصيده اي که
در
آن بمدح ملکه ي مرحوم پريخان خانم پرداخته است: ...
در
خواب نيز تا نتواند نظر کند
نامحرمي بر آن مه خورشيد احتجاب
خود هم به عکس صورت خود گر نظر کند
ترسم که عصمتش کند اعراض
در
عتاب
... ابوعبدالله ز چه رو خانه
در
اين هنگام ترک گفته اي؟ ابوالعيناء ...
در
کوي ما شکسته دلي ميخرند و بس
بازار خود فروشي از آن سوي ديگر است
مخفت اي ديده چندان غافل و مست
چو هشياران برآور
در
جهان دست
که چندان خفت خواهي
در
دل خاک
که فرموشت کند دوران افلاک
اين مرتبه ي مقربان
در
تو است
آيا به چه خدمت اين چنينم کردي؟
عتابش گرچه مي زد شيشه بر سنگ
عقيقش نرخ مي پرسيد
در
جنگ
چه خوش باشد
در
آغاز جواني
دو دلبر را به هم سوداي جاني
فشرده عشق
در
دل ها قدم سخت
خرد برده به صحراي عدم رخت
ترا ز کنگره ي عرش مي زنند صفير
ندانمت که
در
اين دامگه چه افتاده است
چون درد دلي گويم
در
خواب کني خود را
اين درد دل است آخر افسانه نميگويم
سر را به زمين چه مينهي بهر نماز
آن را به زمين بنه که
در
سرداري
خورشيد صفت سيرکنان
در
عالم
هر روز به منزلي و هر شب جائي
زين واقعه هيچ دوست دستم نگرفت
جز ديده که هر چه داشت
در
پايم ريخت
در
ره عشق نشد کس بيقين محرم راز
هر کسي برحسب فهم گماني دارد
اي پيکر روحاني از زلف بنه دامي
در
قيد تعلق کش، ارواج مجرد را
خوش است اين کهنه دير پر فسانه
اگر مردن نبودي
در
ميانه
کسوت مردم عيار بر آن قوم حرام
که
در
انديشه ي گنج اند و زمار انديشند
صفحه قبل
1
...
2738
2739
2740
2741
2742
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن