نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
کشکول شيخ بهايي
عمري گذشت و راه سلامت نيافتم
شرمنده اين دلم که چها
در
خيال داشت
پدر
در
فراقش نخورد و نخفت
پسر را ملامت بکردند، گفت:
نه سوداي خودشان نه پرواي کس
نه
در
گنج توحيدشان جاي کس
گرت عقل يار است از اينان رمي
که ديوانه
در
صورت آدمي
نه مردم همين استخوانند و پوست
نه هر صورتي جان و معني
در
اوست
نه سلطان خريدار هر بنده اي است
نه
در
زير هر ژنده اي زنده اي است
اگر ژاله هر قطره اي
در
شدي
چو خر مهره بازار از او پر شدي
قضا را من و پيري از فارياب
رسيديم
در
خاک مغرب به آب
چرا اهل معني بدين نگروند
که ابدال
در
آب و آتش روند
چو کودک به دست شناور
در
است
نترسد اگر دجله پهناور است
مگر ديده باشي که
در
باغ وراغ
بتابد به شب کرمکي چون چراغ
اگر بر شوي چون ملک باسمان
بدامن
در
آويزدت بد گمان
فرومانده
در
کنج تاريک جاي
چه دريابد از جام گيتي نماي
در
کوي تو رسم سرفرازي اين است
مستان ترا کمينه بازي اين است
به شهري
در
، از شام غوغا فتاد
گرفتند پيري مبارک نهاد
همه شب
در
اين گفتگو بود شمع
بديدار او وقت اصحاب جمع
قومي که مي دهندشان از تو غافل اند
کاهل وقوف را
در
تقرير بسته اند
... هفتصد و پنجاه و سه
در
هرات اين کتاب را ديده ام، از نيکوترين ...
جوي ها بسته ام از ديده به دامان که مگر
در
کنارم بنشانند سهي بالائي
سواران پي
در
و مرجان شدند
زسلطان به يغما پريشان شدند
نماند ازو شاقان گردن فراز
کسي
در
قفاي ملک جز اياز
گرت قربتي هست
در
بارگاه
به خلقت مشو غافل از پادشاه
شنيدم که
در
شدت صنعا جنيد
سگي ديد برکنده دندان ز صيد
شنيد از درون عارف آواز پاي
هلا گفت بر
در
چه پائي درآي
خوش آمد گل وزين خوشتر نباشد
که
در
دستت به جز ساغر نباشد
صفحه قبل
1
...
2736
2737
2738
2739
2740
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن