167906 مورد در 0.10 ثانیه یافت شد.

کشکول شيخ بهايي

  • گفت با رو، رو فداي ليلي باش
    همچو من در دعاي ليلي باش
  • آنان که محيط فضل و آداب شدند
    در جمع کمال شمع اصحاب شدند
  • ره زين شب تاريک نبردند برون
    گفتند فسانه اي و در خواب شدند
  • نبشته در اين هر دو آلوده طشت
    زخون سياوش بسي سرگذشت
  • جهان گرچه آرامگاهي خوش است
    شتابنده را نعل در آتش است
  • مقيمي نبيني در اين باغ کس
    تماشا کند هر يکي يک نفس
  • دو در دارد اين باغ آراسته
    درد و بند از اين هر دو برخواسته
  • در و هر دمي نوبري ميرسد
    يکي مي رود، ديگري ميرسد
  • در اين دم که داري به شادي بسيج
    که آينده و رفته هيچ است هيچ
  • کيسه برانند در اين رهگذر
    هر که تهي کيسه تر، آسوده تر
  • خار که هم صحبتي گل کند
    غاليه در دامن سنبل کند
  • بهاي در بزرگ از بهر اين است
    کزاول با بزرگان هم نشين است
  • مي دانستم که عهد و پيمان مرا
    در هم شکني ولي بدين زودي نه
  • آن کس که در اين دهش مقام است
    آسوده دلي بر او حرام است
  • معرفت اندر گل آدم نماند
    اهل دلي در همه عالم نماند
  • مبين در عقل کان سلطان جان است
    قدم درعشق نه کان جان جان است
  • در خاطر هر که عشق ورزد
    عالم همه حبه اي نيرزد
  • - در برج ثور نشانه ي خشک سالي، راهزني، خراب کردن و خون ريزي است.
  • - در سنبله، نشانه ي ستم، جور و تخريب به جنگ است.
  • - در دلو نشانه ي جنگ و اسارت، ستم و تغيير اخلاق مردمان و اوضاع ...
  • - در حوت نشانه ي خرابي برخي شهرها، حريق، غرق و فساد احوال است.
  • عاشق هميان شدي لاغر ميانش کن ز بذل
    خوبي محبوب زيبا در ميان لاغر است
  • معني دز ترک آمد، مقبلي کو برد بو
    زامتثال امر ذر در ترک دنيا بوذر است
  • گر عروج نفس خواهي بال همت برگشا
    کانچه در پرواز دارد اعتبار اول پر است
  • يک: اين که بنگري آيا در آن روز از تو خطائي سرزده است يا نه؟