نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
کشکول شيخ بهايي
اگرچه سيل بس باجوش باشد
چو
در
دريا رسد خاموش باشد
مي که حلال آمده
در
هر مقام
دشمني عقل تو کردش حرام
جهان آن کسي را بود
در
جهان
که هست آگه از کار کارآگهان
هر که را
در
خرد ندارد ياد
آدمي صورتي است ديو نهاد
زمانه داشت زه من کينه ي کهن
در
دل
چو مبتلاي توام ديد، مهربان گرديد
سهل است از رقيب تنزل اگر کني
هر چند دشمن است، ببين
در
پناه کيست
بيا تا نشينيم و شادي کنيم
دمي
در
جهان کيقبادي کنيم
مشو
در
حساب جهان سخت گير
که هر سخت گيري بود سخت مير
شبي که مرگ بيايد، به عنف
در
کوبد
بحق تلخي آن شب که ره سپار، مخسب
خوش است اين کهنه دير پر فسانه
اگر مردن نبودي
در
ميانه
روند اين همرهان غمناک با تو
نيايد هيچ کس
در
خاک با تو
به مرگ و زندگي
در
خواب و مستي
توئي با خويشتن هر جا که هستي
غافل مشو که مرکب مردان مرد را
در
سنگلاخ باديه پيها بريده اند
که اي نفس من
در
خور آتشم
ز خاکستري روي درهم کشم؟
در
عدم ما مستحقان کي بديم
که برين جان و برين دانش زديم
کشتئي آورد
در
دريا شکست
تخته اي زآن جمله بر بالا نشست
در
قيامت نيز اين غوغا بود
يعني آن جا نه تو و نه ما بود
در
هواي عشق حق رقصان شوند
محو قرص بدر بي نقصان شوند
در
اول چو خواهي کني مال جمع
بسي رنج بر خويش بايد گماشت
نماند جاودان طالع به يک خوي
نماند آب دايم
در
يکي جوي
بسا رخنه که اصل محکمي هاست
بسا انده که
در
وي خرمي هاست
... قدر بالا گيرد. و
در
کار ملک مدخلي يابند و
در
سلطنت پادشاهي که ...
وليک هيچم از اين
در
عراق حاصل نيست
خوشا فسانه ي شيرين و قصه ي فرهاد
تنعمي که من از فضل
در
جهان ديدم
همان جفاي پدر بود وسيلي استاد
بست پايش چو بود
در
دل وي
که برد زنده تا نواحي حي
صفحه قبل
1
...
2733
2734
2735
2736
2737
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن