167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

کشکول شيخ بهايي

  • از ايشان در درج حکمت بلند
    وز ايشان نگون قدر هر سربلند
  • دو صد حيله در خاطر آويزدش
    که تا از دل آن بار برخيزدش
  • که ناگه سليمي ز تدبير پاک
    نهد پا در آن تنگناي هلاک
  • خوش آن کو جز مي و ساغر نداند
    درين ميخانه بام از در نداند
  • در کوي وفا اگر دري يافتمي
    يا خود به عدم رهگذري يافتمي
  • ز تاب کفش رشته خيط شعاع
    ز آواز چرخش فلک در سماع
  • چنين زن نيابي به جز در خيال
    وگر زان که يابي به فرضي محال
  • فاضل ميبدي در شرح ديوان، هنگام شرح اين گفته ي اميرمؤمنان(ع):
  • قاضي ميرحسين (در ترجمه ي يکي از سروده هاي اميرمؤمنان (ع):
  • در زلف سياه ماهروئي گم شد
    تاريک شبي بود، کسش باز نيافت
  • اي خواجه تو مرد خود فروشي
    رخت تو در اين دکان نگنجد
  • يا دوست گزين کمال يا جان
    در خانه دو ميهمان نگنجد
  • خيال روي تو در خاطر است خلقي را
    کسي ملاحظه ي خاطر کدام کند
  • جوان و پير که در بند مال و فرزندند
    نه عاقل اند که طفلان ناخردمندند
  • آن دوست که عهد دوستداري بشکست
    ميرفت و منش گرفته دامن در دست
  • ديشب من و دل به قول آن عهد شکن
    در کوچه ي انتظار کرديم وطن
  • يک صبح به اخلاص بيا در برما
    گر کام تو بر نيايد آن گه گله کن
  • آذري چون آب در زنجير بودن تا بکي
    چون صبا يک ره هواي سرو آزادي کنيم
  • ميل از طرف ما مشماريد که در کاه
    هر ميل که بود از طرف کاهربا بود
  • در محشر اگر لطف تو خيزد به شفاعت
    بسيار بگردند و گنه کار نيابند
  • گفتم که: الف،گفت: دگر، گفتم: هيچ
    در خانه اگر کس است، يک حرف بس است
  • شوم هلاک چو غيري خورد خدنگ ترا
    که دانم آشتئي در قفاست جنگ ترا
  • آفتاب نيمروزي و به خدمت کردنت
    ميرسد خورشيد اگر در نيمه شب ميخوانيش
  • در دشمني آفت جهان است
    چون دوست شود بلاي جان است
  • ... است. و حکماء را در اين زمينه ها کتاب هائي است. مؤلف گويد: من در ...