167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان عرفي شيرازي

  • گر نسيم باد لطف او وزد در صحن دير
    بردمد مانند شاخ از رشته زنار گل
  • در حريم روضه ارکان کجا از يک نهال
    بر خلاف رنگ و بوي هم برويد چارگل
  • مرگ در عهدت بخلد از بهر گلچيدن رود
    تا برد ، گاه عيادت بر سر بيمار گل
  • در دل تنگ شهيدان از نشاط عهد تو
    رويد از پيکان ناوک غنچه و زسوفار گل
  • گر بجنت بگذري حاشا که رضوان در رهت
    سوسن و سنبل بيفشاند بلي ناچار گل
  • جلوه کن در روضه تا حوران بدست انفعال
    از فروغ چهره بر پايت کنند ايثار گل
  • داورا باغي است طبع دلفروزم کاندر او
    غوطه در آتش زند چون مرغ آتشخوار گل
  • در سرود وصف اخلاق تو ميريزد برون
    بلبل طبعم بجاي نغمه از منقار گل
  • در مزاجش ره نيابد خشگي طبع خزان
    گر زآب طبع من گردد رطوبت دار گل
  • تا نه بيداد خزان در گلشن عالم شود
    منظر مرجان اساسش تا زمين هموار گل
  • ايها الناس بگوئيد مبارک بادم
    کز صنم خانه تن در حرم جان رفتم
  • درد، همدوش و بلا بر اثر و غم در پيش
    تا براحتگه تسليم بدينسان رفتم
  • آرزو کشتم و خون خوردم و عشرت کردم
    نه در جور زدم ني بر احسان رفتم
  • کس عنان گير نشد ورنه من از بيت حرم
    تا در بتکده ، درسايه ايمان رفتم
  • آفتاب آمد و در زير سرم بالين شد
    چون بخواب عدم ارحسرت جانان رفتم
  • بس بديوار زدم سر،که در اين کوچه تنگ
    آمدم مست و سراسيمه و حيران رفتم
  • آمدم نغمه گشا از لب اميد وز يأس
    در رگ و ريشه دل دوخته دندان رفتم
  • آمدم صبح چو بلبل بچمن در نوروز
    شام چون ماتمي از خاک شهيدان رفتم
  • شب يلداي حياتم بسحر گويد حيف
    که در افسانه بيهوده بپايان رفتم
  • ز آن شکستم که بدنبال دل خويش مدام
    در نشيب شکن زلف پريشان رفتم
  • راه مجنوني و فرهاديم آمد در پيش
    رفتم اين راه وليکن نه چو ايشان رفتم
  • ناخن تيشه نراندم برگ و ريشه سنگ
    کوه غم در ته پاسوده بجولان رفتم
  • تيغ وي گفت که در معرکه جنگش من
    همه از تارک او تا سم يکران رفتم
  • باد طوفان سخايش بصبا گفت که من
    فوج در فوج شکستم چو بميدان رفتم
  • طالعش صبح ولادت در دنيا زد و گفت
    آفتابي بکف اينک بشبستان رفتم
  • دارم اين قافله را سرمه ز خاک در تو
    نبري ظن که بتاراج سپاهان رفتم
  • در بن هر خار خنجر ميخورم
    برسر هر نيش جولان ميزنم
  • صد محيط زهر دارم در سفال
    مرحبايي گو که آسان ميزنم
  • مرغ تجريدم ، نوا در فصل دي
    بر فراز شاخ عريان ميزنم
  • آتش طورم مي و جام آفتاب
    حيف کاين مي در شبستان ميزنم
  • گردم از راحت زنم بر من مخند
    کاين نفس در کام ثعبان ميزنم
  • در سراب افتاده ام جام و سبو
    زآن جهت بر سنگ بطلان ميزنم
  • تا شوم پامال خيل غمزه ات
    خيمه را در کافرستان ميزنم
  • شيشه از زهر هلاهل شد تهي
    کاسه در خون شهيدان ميزنم
  • ورسبب جويد کسي در گوش وي
    اين نوا از عود برهان ميزنم
  • تا مرا در بزم خود جا داده اي
    تکيه بر ديوار احسان ميزنم
  • در غياب اين نغمه را هر نيم شب
    همره مرغ سحر خوان ميزنم
  • که ناگهان ز درم در رسيد مژده دهي
    چنانکه از چمن طالعم بمغز شميم
  • بره فتادم وگشتم چنان شتابزده
    که دست اهل کرم در نثار گوهر و سيم
  • رسيدن من و اقبال آن همايون فال
    چنان فتاد مطابق در آن خجسته حريم
  • نگفت و من بشنودم هر آنچه گفتن داشت
    که در بيان نگهش کرد بر زبان تقديم
  • لبش چو نوبت خويش از نگاه باز گرفت
    فتاد سامعه در موج کوثر و تسنيم
  • ز جام شدم که کدامين قصيده بايد گفت
    بلهجه اي که دمد روح در عظام رميم
  • نهيب هيبت او در مشيمه نقدير
    شکست گوهر گفتار بر زبان کليم
  • زهي وجود تو در سايه عنايت شاه
    که کرده بذل سعادت هماي را تعليم
  • حسود ناز و نعيم تو بر در طالع
    چنان غريب که طامع برآستان لئيم
  • هماي قدرتو اوجي گرفته در پرواز
    که دام کسب شرف باز چيده عرش عظيم
  • ز زاده دل و طبعم اگر شود آگاه
    باصل خويش ننازد زشرم در يتيم
  • بشاشت دل اطفال در شب نوروز
    نشاط خاطر صايم بصبح عيد صيام
  • به نيم جرعه چه شوراست در دلم گويي
    کزآن لب نمکين رشحه اي فتاده بجام