167906 مورد در 0.10 ثانیه یافت شد.

کشکول شيخ بهايي

  • ... رساندن کمال معني در نيک ترين صورت لفظ به خاطر است. ...
  • جوابش داد پير نغز گفتار
    که در پيري تو هم بگريزي از يار
  • چون در آن خم افتد و گوييش قم
    از طرب گويد منم خم لاتلم
  • چون جالينوس درگذشت، در گريبانش کاغذ پاره اي يافتند که برآن نوشته بود:
  • هر سو دود آن کش زدر خويش براند
    و آنرا که بخواند به در کس نداوند
  • مرا گنجينه ي صبري بود که تمامش در مدارا با ايشان از ميان شد.
  • عشق تو، بآتش شوق در دل من شعله کشيد، شعله اي که هيزمي دگر ندارد.
  • ... دختر پيامبر را در خانه دارد. ...
  • همان که در اوج تاريکي شبان کور، نور هدايت، روشني از روغندانش ...
  • بيا تا همچو مردان در ره دوست
    سراندازي کنيم و سرنخاريم
  • ... ياور ناتوانان، مرا در ناتواني درياب. و سپس خواند: ...
  • ... آن ميعادگاهها را در نورديده ام و چشم بر آن مظاهر همه گردانده ام ...
  • شهرستاني، در کتاب الملل و النحل پس از آن که هفت تن از فلاسفه - و ...
  • آوازش دادم، چون مرده اي بي حرکت، در کفني از گل، پاسخم نداد.
  • روي تو گل تازه و خط سبزه ي نوخيز
    نشکفته گلي همچو تو در گلشن تبريز
  • در هر چه ميکنم نظر از چشم عبرتي
    دروي مشرح است زتوحيد صد دليل
  • همچو آن ابليس و ذريات او
    با خدا در جنگ و اندر گفتگو
  • کاشکي او آشنا ناموختي
    تا طمع در نوح و کشتي دوختي
  • عشر امثالت دهد تا هفتصد
    چون ببازي عقل در عشق صمد
  • ... خود نعمتي بود، در خور سپاس است. ...
  • اوست ديوانه که ديوانه نشد
    اين عسس را ديد و در خانه نشد
  • اندر طلبت نه خواب يابد نه قرار
    هر کس که در آرزوي ديدار تو است
  • جمله ي ذرات عالم در نهان
    با تو ميگويند روزان و شبان
  • هنوز از سر صلح داري، چه بيم؟
    در عذر خواهان نبندد کريم
  • گفته اي درويش جان ده در طريق عاشقي
    کار دشواري بفرما اين خود آسان من است