نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
کشکول شيخ بهايي
مگو که نغمه سرايان عشق خاموش اند
که نغمه نازک و اصحاب پنبه
در
گوش اند
مجنون تو با اهل خرد يار نباشد
غارت زده را قافله
در
کار نباشد
کرديم دلي را که نبد مصباحش
در
گوشه ي عزلت از پي اصلاحش
دل
در
سخن محمدي بند
اي پور علي ز بوعلي چند
عمر و بن معدي کرب - که خدا از او خشنود باد -
در
وصف جنگ سروده است:
سوي ديگر چون نظر افکند باز
يک مؤذن ديد
در
بانگ نماز
بلکه آن کناس
در
کار است راست
وين مؤذن غره ي روي ورياست
پس
در
اين معني بلاشک اي عزيز
از مؤذن به بود کناس نيز
دل درد و بلاي عشقت افزون خواهد
او ديده ي خود هميشه
در
خون خواهد
وين طرفه که اين زآن بحل ميطلبد
وان
در
پي آن که عذر اين چون خواهد
در
حيرتم از بخت بد خود که چسان
اين حرف شنيد
نصف آن شامش بدو نصفي سحور
وز قناعت داشت
در
دل صد سرور
کرد مغرب را ادا و آنگه عشا
دل پر از وسواس و
در
فکر عشا
عابد آمد بر
در
گبري ستاد
گبر او را يک دو نان جو بداد
در
سراي گبر بد گرگين سگي
مانده از جوع استخواني و رگي
کلب
در
دنبال عابد بو گرفت
از پي او رفت و رخت او گرفت
عابد آن نان دگر دادش روان
تا که باشد از عذابش
در
امان
گاه از يادش رود اطعام من
در
مجاعت تلخ گردد کام من
تو که نامد يک شبي نانت بدست
در
بناي صبر تو آمد شکست
... و جايگاهشان را
در
جنت والابراد -
در
اثبات وجوب عقلاني سپاسگزاري ...
در
خلوت اگر با خودم اندر گفتار
عيبم بجنون مکن که دارم من زار
ور نبود دلبر همخوابه پيش
دست توان کرد
در
آغوش خويش
و مؤلف، اين بنده بهاء الدين
در
پاسخ شيخ چنين سروده است:
زين غم برهان که گرفتار است
در
دست هوا و هوس زار است
از پيش مران ز
در
احسان
به سعادت ساحت قرب رسان
صفحه قبل
1
...
2724
2725
2726
2727
2728
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن