نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.13 ثانیه یافت شد.
کشکول شيخ بهايي
ترا کس نگويد نکو مي کني
که جان
در
سر کار او مي کني
مرا چون خليل آتشي
در
دل است
که پنداري آن شعله بر من گل است
نه خود را بر آتش به خود مي زنم
که زنجير شوق است
در
گردنم
نه آن مي کند يار
در
شاهدي
که با او توان گفتن از زاهدي
مرا چند گوئي که
در
خورد خويش
حريفي دست آر همدرد خويش
بسوزم که يار پسنديده اوست
که
در
وي سرايت کند سوز دوست
چو روزي به بيچارگي جان دهي
همان به که
در
پاي جانان دهي
چون خليل آن خللش
در
دين ديد
بر سر خوان خودش نپسنديد
بالبي خشک و دهان ناخورد
روي از آن مرحله
در
راه آورد
آمد از عالم بالا به خليل
وحي کاي
در
همه اخلاق جميل
عمر او بيشتر از هفتاد است
که
در
آن معبد کفرآباد است
چارده ساله بتي بر لب بام
چون مه چارده
در
حسن تمام
او فروزان چو مه و کرده هجوم
بر
در
و بامش اسيران، چو نجوم
کرد
در
قبله ي او روي اميد
ساخت فرش ره او موي سفيد
که
در
آن منظره گل رخساري است
که جهان از رخ او گلزاري است
پير بيچاره چو آن سو نگريست
تا ببيند که
در
آن منظره کيست
در
دوزخ هجران لب کس کي خندد
با خاطر او به خرمي پيوندد؟
بيخوابي شب جان مرا گرچه بکاست
در
خواب شدن از ره انصاف خطاست
- آن کس که راه رهروان
در
پيش گيرد، از لغزش مصون ماند.
- هيچ چيز، دانش را، چون سپردن آن بکسان
در
خوردانش حفظ نکند.
- آن کس را که بي نياز از تو
در
بزرگداشتت مي کوشد، جانب دار.
و بيت اخير از آن ابي الطيب است
در
مدح سيف الدوله.
زمنزلات هوس گر برون نهي قدمي
نزول
در
حرم کبريا تواني کرد
گدائي
در
ميخانه طرفه اکسيري است
گر اين عمل بکني، خاک زر تواني کرد
چو نقد بقا نيست
در
جيب هستي
ز دامان او دست اميد بگسل
صفحه قبل
1
...
2721
2722
2723
2724
2725
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن