نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
کشکول شيخ بهايي
نه ز پنج آرام گيرد آن خمار
که
در
آن سرهاست ني پانصد هزار
بار ديگر که بخت باز آيد
کامراني ز
در
فراز آيد
فلسفي خود را
در
انديشه بکشت
گو بدو، کو را سوي گنج است پشت
در
گذر از فضل و از جلدي و فن
کو زخدمت دارد و خلق حسن
سلمان! اگر نه مهر مهي هست
در
دلت
برسينه ات زداغ محبت نشانه چيست؟
کو تهاون کرد
در
تعظيمها
تا که نسيان زاد با سهو و خطا
گرچه نسيان لابد و ناچار بود
در
سبب ورزيدن او مختار بود
آن که
در
اين مرتبه داند مرا
هيچ نداند که چه خواند مرا
در
کون و مکان فاعل مختار يکي است
آرنده و دارنده ي اطوار يکي است
لامکاني که
در
او نور خداست
ماضي و مستقبل و حال از کجاست
جسم خاک از عشق بر افلاک شد
کوه
در
رقص آمد و چالاک شد
عشق و ناموس اي برادر راست نيست
بر
در
ناموس اي عاشق مايست
آتشي از عشق
در
جان برفروز
سر بسر فکر و عبارت را بسوز
در
آخر مجلس هفتاد و ششم امالي ابن بابويه آمده است:
عارف رومي
در
مثنوي معنوي به بخشي از همين معني اشارت کرده است:
بوسه گر بر
در
دهم ليلي بود
خاک بر سر گرنهم ليلي بود
چون همه ليلي بود
در
کوي او
کوي ليلي نبودم جز روي او
کي درآيد فرشته تا نکني
سگ ز
در
دور و صورت از ديوار
عنکبوت غار را گفتم که اين پرده چه بود
گفت: مهمان عزيزي بود کردم
در
سفيد
محضر آزادگان مي جستم از ابناي دهر
کاغذي
در
دست من دادند سرتاسر سفيد
من برگ خرمائي ام که
در
گور کنار من، سرور جميع مردمان خفته است.
اگر
در
پايت افکندم سري عيبم مکن کآندم
چنان بودم که از مستي زسر نشناختم يارا
نيز گفته است: تصوف صفتي از آن حق سبحانه است که بنده
در
پوشدش.
... آبکشي بايزيد را
در
خانه ي آن حضرت، بسياري از تاريخ نويسان ذکر ...
يکي گفت پروانه را کاي حقير
برو دوستي
در
خور خويش گير
صفحه قبل
1
...
2720
2721
2722
2723
2724
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن