نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.14 ثانیه یافت شد.
کشکول شيخ بهايي
آن چنان که ديابي پررونق
در
مقابلش ژنده اي بيش نيست
راستي چه زود بگذشت و روزگاران ديگر
در
پي اش آمد
از اين رو آن که
در
اين دنياست و از او چشم اميد ندارد
هر چيز،
در
آن، بگونه اي مخالف خود، شکل مي گيرد
و اگر ايشان لمسم کنند، قدرم
در
چشمشان بالا خواهد رفت
بسا ناداني که مرا
در
جستجوي روزي، روان بيند و گويد:
نگاهدار ادب
در
طريق عشق و مترس
اگرچه دوست غيور است، بي محابا نيست
بسا شباني که به دوري شما بسر بردم و
در
آنها، مطربم شوق بود،
هم او بسال نهصد و هشتاد و يک از قزوين به پدر خويش
در
هرات نوشت :
تن من
در
قزوين و دلم نزد مقيمان سرزمين هرات است
مطلوب عارفان راستي
در
بندگي است و ايفاي حقوق حق سبحانه.
مينمايد چند روزي شد که آزاريت هست
غالبا دل
در
کف چون خود ستمکاريت هست
در
گلستاني نميجنبي چو شاخ گل جاي
ميتوان دانست کاندر پاي دل خاريت هست
در
طلسم دوستي کاندر تواش تاثير نيست
نسخه ها دارم اشارت کن اگر کاريت هست
اين وردي
در
وصف زني که گيسوانش تا پاي مي رسيد، گفت:
... اندک مکن. چرا که
در
ديده اش حقير آيد. ...
حال و قالي از وراي حال و قال
غرقه گشته
در
جمال ذوالجلال
آي سخن چينان! چسان با همه آگاهيتان
در
کار ما غافل ايد!
و چنان که گفتمت، مرا
در
اين کار، پس از خداوند تکيه بر تست.
در
عشق هواي وصل جانان نکنم
هرگز گله از محنت هجران نکنم
ذره اي درد خدا
در
دل ترا
بهتر از هر دو جهان حاصل ترا
رنج اندر کوي تو رنجي خوش است
درد تو
در
قعر جان گنجي خوش است
... من همين معني را
در
کتاب سفر حجاز، بفارسي چنين سروده ام: ...
چه شتاب است
در
کرشمه و ناز
ما گرفتار روزگار دراز
تا سرو قباپوش ترا ديده ام امروز
در
پيرهن از ذوق نگنجيده ام امروز
صفحه قبل
1
...
2718
2719
2720
2721
2722
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن