167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

گزيده غزليات شهريار

  • يک عمر در شرار محبت گداختم
    تا صيرفي عشق چه سنجد عيار من
  • من شهريار ملک سخن بودم و نبود
    جز گوهر سرشک در اين شهريار من
  • دردناک است که در دام اشغال افتد شير
    يا که محتاج فرومايه شود مرد کريم
  • هم از الطاف همايون تو خواهم يارب
    در بلاياي تو توفيق ه رضا و تسليم
  • نقص در معرفت ماست نگارا، ور نه
    نيست بي مصلحتي حکم خداوند حکيم
  • در کهن گلشن طوفانزده خاطر من
    چمن پرسمن تازه بهار آمده بود
  • تيشه کوهکن افسانه شيرين ميخواند
    هم در آن دامنه خسرو به شکار آمده بود
  • عشق در آينه چشم و دلم چون خورشيد
    مي درخشيد بدان مژده که يار آمده بود
  • سروناز من شيدا که نيامد در بر
    ديدمش خرم و سرسبز به بار آمده بود
  • آوخ اين عمر فسونکار بجز حسرت نيست
    کس ندانست در اينجا به چه کار آمده بود
  • دير آمدي که دست ز دامن ندارمت
    جان مژده داده ام که چوجان در برارمت
  • دستي که در فراق تو ميکوفتم به سر
    باور نداشتم که به گردن درآرمت
  • با شهريار بيدل ساقي به سرگراني است
    چشمش مگر حريفان مي در سبو ندارد
  • آشيانم به سر کنگره افلاک است
    گرچه در غمکده خاک، نشيمن کردم
  • شهريارا مگرم جرعه فشاند لب جام
    سال هابر در اين ميکده مسکن کردم
  • باز در خم فلک باده وحدت سافي است
    سر برآريد حريفان که سبوئي بزنيم
  • چند بر سينه زدن سنگ محبت باري
    سر به سکوي در آينه روئي بزنيم
  • به مرگ چاره نجستم که در جهان مانم
    به عشق زنده شدم تا که جاودان مانم
  • در آشيانه طوبا نماندم از سرناز
    نه خاکيم که به زندان خاک دان مانم
  • به امن خلوت من تاخت شهرت و نگذاشت
    که از رفيق زيانکار در امان مانم
  • در و ديوار به حال دل من زار گريست
    هر کجا ناله ناکامي خود سر کردم
  • درغمت داغ پدر ديدم و چون در يتيم
    اشکريزان هوس دامن مادر کردم
  • به گردشهاي چشم آسماني از همان اول
    مرا در عشق از اين آفاق گرديها خبرکردي
  • به شعر شهريار اکنون سرافشانند در آفاق
    چه خوش پيرانه سر ما را به شيدائي سمرکردي
  • ره ماتم سراي ما ندانم از که مي پرسد
    زمستاني که نشناسد در دولت سرايان را