نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
گزيده غزليات شهريار
در
پناه علم سبز تو با چهره زرد
به تظلم ز بر چرخ کبود آمده ايم
روشناني که به تاريکي شب گردانند
شمع
در
پرده و پروانه سر گردانند
خود بده درس محبت که اديبان خرد
همه
در
مکتب توحيد تو شاگردانند
بهر نان بر
در
ارباب نعيم دنيا
مرو اي مرد که اين طايفه نامردانند
شهريارا مفشان گوهر طبع علوي
کاين بهائم نه بهاي
در
و گوهردانند
آسمان چون جمع مشتاقان پريشان مي کند
در
شگفتم من نمي پاشد ز هم دنيا چرا
در
خزان هجر گل اي بلبل طبع حزين
خامشي شرط وفاداري بود غوغا چرا
آيت رحمت روي تو به قرآن ماند
در
شگفتم که چرا مذهب عيسي داري
اي شاخ گل که
در
پي گلچين دوانيم
اين نيست مزد رنج من و باغبانيم
در
آستان مرگ که زندان زندگيست
تهمت به خويشتن نتوان زد که زيستم
مرغ دل
در
قفس سينه من مي نالد
بلبل ساز ترا ديده هم آواز امشب
مرا ز سبز خط و چشم مستش آيد ياد
در
اين بهار که بر سبزه ميگسارانند
نواي مرغ حزيني چو من چه خواهد بود
که بلبلان تو
در
هر چمن هزارانند
به کشت سوختگان آبي اي سحاب کرم
که تشنگان همه
در
انتظار بارانند
من همان شاهد شيرازم و نتواني يافت
در
همه شهر به شيريني من شيدايي
همه
در
خاطرم از شاهد رؤيائي خويش
بگذرد خاطره با دلکشي رؤيايي
دست با دوست
در
آغوش نه حد من و تست
منم و حسرت بوسيدن خاک پايي
من مگر طالع خود
در
تو توانم ديدن
که توام آينه بخت غبار آگيني
ماهم به نظر
در
دل ابر متلاطم
چون زورقي افتاده به گرداب برآمد
در
صحبت احباب ز بس روي و ريا بود
جانم به لب از صحبت احباب برآمد
روزگاري دست
در
زلف پريشان توام بود
حاليا پامالم از دست پريشان روزگاري
شهرياري غزل شايسته من باشد و بس
غير من کس را
در
اين کشور نشايد شهرياري
بيست سال است «بهار» از سرما رفته ولي
من همان ماتميم
در
غم استاد هنوز
صيد خونين خزيده به شکاف سنگم
که نفس
در
نفسم با سگ صياد هنوز
زان پيش که
در
زلف تو بنديم دل خويش
ما رشته مهر از همه بگسيخته بوديم
صفحه قبل
1
...
2704
2705
2706
2707
2708
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن