167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان شاه نعمت الله ولي

  • ازين مي جرعه اي دريافت منصور
    که در جان و دلش افتاد صد شور
  • ترا پيري به بايد در طريقت
    که کامل باشد او اندر شريعت
  • که بدعت در طريق ما روا نيست
    طريق اهل بدعت جز ريا نيست
  • اگر تو صادقي در راه اسلام
    محقق باش و مستوفي و گم نام
  • قدم در نيستي زن تا تواني
    کز اصل صفوت است اين بي نشاني
  • کسي که در دو عالم بي نشان شد
    يقين مي دان که او از صوفيان شد
  • مکن در کار نيک و بد تصرف
    اگر داري نصيبي از تصوف
  • که مؤمن دور باشد از تکبر
    نبيني ذره اي در وي تفخر
  • که مؤمن در تواضع همچو خاک است
    نه چون آتش کز او بيم هلاک است
  • ترا گنجي است که در دنيا به کار است
    رضا و طاعت پروردگار است
  • رضاي او در اين ره خدمت اوست
    رضاي او درين ره وصلت اوست
  • به بند از جان کمر در خدمت او
    اگر خواهي که يابي قربت او
  • مقام قرب حق در آن مقام است
    کسي کانجا رسد مرد تمام است
  • هر آن کو در صفات حق فنا نيست
    دل او محرم گنج بقا نيست
  • چو موسي در صفات حق فنا شو
    پس آنگه شاه و سلطان بقا شو
  • من از بحر معاني آنچه گفتم
    چو در معنوي مي دان که سفتم
  • ترا اين گنج اگر گردد ميسر
    بزن سکه تو در ملک سکندر
  • روي تو ماه است و چشم من پرآب
    روز و شب در آب مي بينم ترا
  • در ظاهر و باطنش نظر کن
    عارف شو و هر دو قسم درياب
  • مائيم مدام در خرابات
    فردوس من است و خانه اين است
  • مائيم و حضور نعمت الله
    چون در دو جهان يگانه اين است
  • هر چه در کاينات موجود است
    همه مرهون رحمت الله است
  • ديده ام خواجه کلان ديروز
    همچو کل در هواي دستار است
  • در ديده مست ما نظر کن
    روشن بنگر که نيک پيداست
  • در راه خدا پاي برهنه گو رو
    آن يار که همچو بشر حافي اهل است