نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان شاه نعمت الله ولي
در
اين دور قمر حاکم به حکمت
خطي بر ماه تابنده کشيده
مجرد کيست
در
عالم چو سيد
کسي کز قيد عالم وارهيده
خيال عارضش
در
ديده ما
بود نقشي بر آبي خوش کشيده
صبا
در
گلستان مي خواند شعرم
شنيده غنچه و جامه دريده
بيا با ما
در
اين دريا و بنشين
که دريائي است نيکو آرميده
من روح نازنينم
در
کالبد دميده
من سافر غريبم از ملک جان رسيده
مست الست عشقم جام بلي به دستم
در
خلوتي نشستم با دلبر آرميده
در
گوشه يقينم با دوست همقرينم
ايمن ز کفر و دينم از اين و آن بريده
جاني که با تو نازد زيبا بود هميشه
چشمي که
در
تو بيند بينا بود هميشه
آن دل که يک سر موي از عشق باخبر شد
در
زلف عنبرينت شيدا بود هميشه
گر
در
سماع عارف غوغا بود عجب نيست
جائي که باده نوشند غوغا بود هميشه
حسنش به يک کرشمه غارت کند جهاني
در
ملک جان از آن رو يغما بود هميشه
آفتابي مي نمايد ماه ما
اين چنين نوري بود
در
خور همه
عالمي چون آينه روشن شده
مي نمايد سيد ما
در
همه
نعمت الله رند سرمست خوشي است
در
دو عالم اوست يکتا از همه
از هستي خود چو نيست گشتي
در
هر دو جهان توئي يگانه
در
ميخانه بگشاده صلا داديم رندان را
خرابات است و مطرب عشق و ساقي مست جانانه
در
خرابات عشق نتوان يافت
همچو من مست و رند و ديوانه
بجز از عاشقي و مي خواري
در
جهانم به هيچ پروا نه
نعمت الله حريف و مي
در
جام
گوشه مي فروش کاشانه
عارفانه نفي غير او بکن
رو قدم
در
راه پيغمبر بنه
گر درون ميکده ره بايدت
هستي خود را برون
در
بنه
عشق را خود حجاب باشد نه
غير او
در
حساب باشد نه
در
گلستان گلي که مي چيني
ورقش بي گلاب باشد نه
همچو ما کيست
در
جهان تشنه
بحر خورديم و همچنان تشنه
صفحه قبل
1
...
2666
2667
2668
2669
2670
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن