نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
هفت اورنگ جامي
يک به يک را جواب نيک شنيد
رو
در
آن شخص کرد و زو پرسيد
با پسر گفت لوليي
در
ده
نيست چيزي ز نان گندم به
حاضر آورد يک دو کاسه طعام
داشت محسوب
در
وظيفه شام
تا به تمثيل شرح سيرت وي
کردمي همچو آن عرب
در
ري
عربان
در
بغل نهاد و گذشت
گرد بازار و شهر و کو مي گشت
مي گريزي ز زخم نشتر مرگ
چه کني روي
در
برادر مرگ
باز بفرست نفحه اي ديگر
که به بيداريم بود
در
خور
وحدت صرف و هستي ساذج
بود اينها همه
در
او مدرج
ارض شد ملک و آسمان ملکوت
هر دو
در
تحت سطوت جبروت
شايد چو بار نخست
در
دومين
عرض او عين آسمان و زمين
آنچه
در
وي تجرد و تأثير
گشت ظاهر شد آسمان و اثير
آدميزاده
در
مبادي حال
پي نفس و هوا رود همه سال
لذت او
در
آن بود محصور
همت او بر آن بود مقصور
در
کفش مانده سخت مضطر و خوار
همچو آن زن به دست آن عيار
داشت
در
ده مقام بيوه زني
تازه رويي و نازنين بدني
بود
در
کنج خانه مالامال
يک دو خم روغنش چو آب زلال
کرد ازان پر دو خيک و بر خر بست
جست بالا و
در
ميانه نشست
پيش راهش گرفت کاي خواهر
بلکه خورشيد و ماه
در
چادر
داد
در
دست زن که دار نگاه
تا به خيک دگر گشايم راه
به ضرورت به کار تن
در
داد
نام و ناموس را به گوشه نهاد
يادش آيد که
در
جوار خداي
بارها زد به جرم و عصيان راي
يادش آيد که
در
فلان ساعت
ديو چون زد بر او ره طاعت
هر چه
در
شصت سال يا هفتاد
کرد از شر و خير پيش افتاد
و آب چشمش شود
در
آن شيون
آتشش را به خاصيت روغن
اي به مهد بدن چو طفل صغير
مانده
در
دست خواب غفلت اسير
يار هشيار و مرد عشق پرست
خفته
در
خوابگاه عشرت مست
زنده جاودان تو را بر سر
مردگان را چه مي کشي
در
بر
هر که موقن بود به آنکه خداي
حاضر و ناظر است
در
همه جاي
در
و ديوار و حاجب و بواب
نيست بر ديدن خداي حجاب
در
پس پرده هاي تو بر تو
کي تواند مخالفت با او
هر که داند که کاملان بشر
که نهانند
در
ميان بشر
کي تواند که
در
شب ديجور
کرده پنهان هزار فسق و فجور
با نبي يا ولي شدم همدم
ساخت
در
راز خود مرا محرم
خاصه ما و برگزيده ماست
نام او ثبت
در
جريده ماست
ساده مردي ز عقل دور ترک
داشت
در
ده يکي ضعيف خرک
بانگ مي زد که کيست
در
بازار
که خرد بهر خود خري رهوار
مي جهد همچو باد جاي به جاي
مي رود همچو آب
در
گل و لاي
يار
در
خانه و به گرد جهان
من طلبکارش آشکار و نهان
در
صفت هاي اين متاع سقط
از جهالت چه اوفتي به غلط
خواجه را بين که عمرهاي دراز
بوده
در
حرص و بخل و خست و آز
چون نهد خوان
در
آفتاب به پيش
گيرد از ترس دست سايه خويش
صيت جود کف تو
در
عالم
طعن معن است و ماتم حاتم
زور و بهتان ز جانب مادح
که بود
در
کمال دين قادح
مدح گوي تو
در
برابر تو
خاک ادبار ريخت بر سر تو
باشد او را
در
اين سپنج سراي
زندگاني و زندگي به خداي
پور عبدالملک به نام هشام
در
حرم بود با اهالي شام
در
کساي بها و حله نور
بر حريم حرم فکند عبور
هر طرف مي گذشت بهر طواف
در
صف خلق مي فتاد شکاف
چون کند جاي
در
ميان قريش
رود از فخر بر زبان قريش
همه جا از براي هر همجي
کرده ام صرف
در
مديح و هجي
صفحه قبل
1
...
2658
2659
2660
2661
2662
...
3359
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن