نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان شاه نعمت الله ولي
در
گلستان شهادت روز و شب
سيد ما بلبل گويا بود
چشم ما بسته خيالش
در
نظر
روشني ديده ما آن بود
عشق او گنجي است و دل ويرانه اي
جاي گنجش
در
دل ويران بود
بي نشاني آيتي
در
شأن اوست
شأن او نام و نشان او بود
آينه يک رو نمايد
در
نظر
هر که او با آينه يک رو بود
غير او چون نيست
در
دار وجود
چشم ما بر روي غيري چو بود
سيد ما
در
همه عالم يکي است
بلکه خود مجموع عالم او بود
در
چنين قريه اي که ماهان است
نفس اينجا گزير خواهد بود
وانکه اينجا صغير و خوار بود
در
قيامت کبير خواهد بود
دل به دريا رفت و ما هم
در
پيش
حال دريا عاقبت تا چو بود
هر که باشد بنده سلطان ما
بر
در
او پادشه انجو بود
هر که از عشق
در
طرب نبود
حسبش هيچ با نسب نبود
در
حجاب عالمي درمانده اي
آنچنان گيرش که عالم خود نبود
آتش عشقش دلم
در
بر بسوخت
عالمي خوش بود شده زين بوي عود
عاشق رندي که او سرمست ماست
از
در
ميخانه ما کي رود
بنمايد يکي به نقش خيال
در
دو آئينه آن يکي دو نمود
نعمت الله که مير مستان است
در
ميخانه بر جهان بگشود
جام گيتي نما به ما بخشيد
در
چنين آنچنان به ما بنمود
به سر عاشقان که عين وجود
در
دو عالم جز او نبود نبود
آن يکي
در
دو کون پيدا شد
اين دوئي ز آن سبب نمود و جود
آينه چون وجود از آن رو يافت
لاجرم روي او
در
آن بنمود
هر چه امکان لطف بود و کرم
همه
در
حق بنده اش فرمود
او يکي سايه اش به ما افکند
لاجرم
در
ظهور او بنمود
نور چشم عالمي چون آفتاب
ديده ام
در
روي نورالله خود
مي رود دل بر
در
ميخانه باز
آفرين بر وي که نيکو مي رود
صفحه قبل
1
...
2628
2629
2630
2631
2632
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن