نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان شاه نعمت الله ولي
روضه رضوان نجويد ميل جنت کي کند
هرکه
در
ميخانه ما همچو ما مأوا گرفت
تاکه سوداي خيالش
در
سويدا جا گرفت
چون سر زلفش وجودم مو به مو سودا گرفت
در
خرابات فنا خوش گوشه اي بگزيده ايم
گر بقا خواهي همين جا بايدت مأوا گرفت
در
بلاي عشق او افتاد دل
زان بلا اين کار ما بالا گرفت
سيد ما بر درش مأوا گرفت
گوشه اي
در
جنت المأوا گرفت
خاطر ما
در
خرابات مغان
خوش مقامي يافت آنجا جا گرفت
عشق دلبر
در
دل ما جا گرفت
خانه خالي ديد از آن مأوا گرفت
عاشق و مستيم
در
کوي مغان
عاقلان را کي بود بر ما گرفت
در
کوي خرابات نشستم به سلامت
سرحلقه رندانم و فارغ ز ملامت
تو مير خراباتي و من مست خرابم
رندانه
در
اين هفته بيايم به سلامت
سر
در
قدمت بازم و پاي تو ببوسم
دست من و دامان تو تا روز قيامت
بر خاک درت هرکه نشيند بتوان يافت
در
صدر خرابات به صد عز و کرامت
سر
در
قدمت بازم وجان را بسپارم
دست من و دامان تو تا روز قيامت
در
کوي خرابات مغان مست و خرابيم
همصحبت من سيد رندان ولايت
در
حضرتي گريز که روحانيان قدس
جز حضرتش دگر نکنند التفات هيچ
در
عرصه ممالک او هردو کون پست
با ملک کبريائي او کاينات هيچ
سيد تو جان بباز به عشقش که غير او
شايسته نيست
در
دو جهان خونبهات هيچ
نعمت الله حريف و رندان مست
گر تو بيچاره
در
خماري هيچ
عاقلي کو منع رندان مي کند
در
ميان عاشقان شرمنده باد
مخمور چو مي بوديم خورديم مي عشقش
در
خلوت ميخانه مستيم مبارک باد
ساقي و حريفان همه جمعند
در
اين بزم
بزمي است ملوکانه نهاديم به بنياد
مي خمخانه وجود به ذوق
در
عدم مي خورم که نوشم باد
مرغ جان من ز دست عقل رست
هرکه
در
دام است يارب رسته باد
هرکسي کو مي خورد جام غم انجام غمش
نوش جانش باد دايم
در
جهان دلشاد باد
بيا به خلوت ميخانه فنا بنشين
چه مي کني تو
در
اين خانقاه بي بنياد
صفحه قبل
1
...
2616
2617
2618
2619
2620
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن