نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان شاه نعمت الله ولي
جز يکي نيست
در
همه عالم
دو مگو چون خدا يکيست يکي است
نعمت الله يکي است
در
عالم
طلبش کن بيا يکيست يکي است
صورت و معني
در
اين دعوي يکي است
عاشق و معشوق ما يعني يکي است
گرچه بسيار است
در
جنت درخت
هشت جنت ديده ام طوبي يکي است
هرکجا کنجي است گنجي
در
وي است
کنج هر ويرانه بي گنجي کي است
ساغري گر بشکند انديشه نيست
ساغري ديگر روانش
در
پي است
سر
در
اين راه عشق دردسر است
بگذر از سر که کار معتبر است
نظري کن ببين به ديده ما
نعمت الله چو نور
در
نظر است
غير او ديگر نديده ديده ام
هرچه آيد
در
نظر چشمم بر اوست
من چنين سرمست و با ساقي حريف
زاهد مخمور اگر
در
گفتگوست
نعمت الله خرقه مي شويد به مي
پاک بازي دائما
در
شست و شوست
هرچه بيني
در
خرابات مغان
نزد ما جام لطيفي پرمي است
آفتاب است او و عالم سايه بان
هرکجا آن مي رود اين
در
پي است
سر نائي بشنو از آواز ني
کز دم نائي دمي خوش
در
ني است
چشم ما روشن شده از نور او
هرچه ما را
در
نظر آيد وي است
آفتاب است او و سيد سايه اش
هرکجا او مي رود او
در
پي است
تو خورشيدي وما سايه منور از تو همسايه
پناه نعمت اللهي و او
در
اهتمام تست
در
کنار اشک جگر گوشه ما بايد ديد
مردم ديده ما را به ميان بايد جست
در
خرابات اگر کشته بيابي سيد
خونش از غمزه غماز فلان بايد جست
سيد ز همه عالم برخاست به عشق او
در
کوي مغان با او مستانه خوشي بنشست
صد فتنه زهر کنار برخاست
او مست
در
اين ميانه بنشست
دواي درد دل اي يار درد است
بحمدالله که ما داريم
در
دست
آن يکي درهر يکي خوش مي نگر
در
دوعالم آن يکي را مي پرست
عين ما بيند به عين ماچو ما
آنکه با ما خوش
در
اين دريا نشست
هرکه او با ما
در
اين دريا نشست
کي تواند لحظه اي بي ما نشست
صفحه قبل
1
...
2610
2611
2612
2613
2614
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن