نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان سنايي
شد خواب ز چشم من رميده
تا هست غم توام
در
آغوش
تا آب رخم فراق تو ريخت
آمد دل من ز درد
در
جوش
زني گل را و مل را خاک
در
چشم
چو اندر مجلس آيي زلف بر دوش
تا به وقت سپيده دم يک دم
بغنودم
در
انتظار تو دوش
گاه بودم بره فگنده دو چشم
گاه بودم به
در
نهاده دو گوش
هر شب که کند عشق شکيبايي من کم
هم
در
گذرد خوبي و زيبايي تو بيش
در
حجره چشم آمد خورشيد خيالش
خورشيد که ديدست سيه کرده بناگوش
با چشم سرم گفته تراييم تو منگر
در
گوش دلم خوانده تراييم تو مخروش
صد روح
در
آويخته از دامن کرته
سي روز برانگيخته از گوشه شب پوش
تا دل من صيد شد
در
دام عشق
باده شد جان من اندر جام عشق
آن بلا کز عاشقي من ديده ام
باز چون افتاده ام
در
دام عشق
در
زمانم مست و بي سامان کند
جام شورانگيز درد آشام عشق
چندين هزار جان مقيمان سفر گزيد
جاني هنوز تکيه نزد
در
مقام عشق
تا جهان باشد نخواهم
در
جهان هجران عشق
عاشقم بر عشق و هرگز نشکنم پيمان عشق
تا حديث عاشقي و عشق باشد
در
جهان
نام من بادا نوشته بر سر ديوان عشق
در
ميان عشق حالي دارم ارداني چنانک
جان برافشانم همي از خرمي بر جان عشق
در
عشق تو غم مرا چو شادي
وز دست تو زهر همچو ترياک
در
راه رضاي تو به جانت
گر جان بدهم نيايدم باک
در
کار تو شد سر سنايي
زين نيست ترا خبر هماناک
در
بند تو سر زنان گردون
با طوق تو گردنان سرناک
در
زلف تو دادند نگارا خبر دل
معذورم اگر آمده ام بر اثر دل
اي ساقي خيز و پر کن آن جام
کافتاده دلم ز عشق
در
دام
ايام چو ما بسي فرو برد
تا کي بنديم دل
در
ايام
باش تا بر گردن ايام بندد بخت من
عقدهاي نو که از
در
سخن پيوسته ام
در
هواي عشق و بند زلف او
هم معطل هم معطر مانده ام
صفحه قبل
1
...
2396
2397
2398
2399
2400
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن